سخن مجذوب/46

نخستین اهدا کنندگان کتاب به کتابخانه سلطانی حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه سلّمه الله تعالی در قسمتی از بیانات روز جمعه 8 اسفند 1382 خود فرمودند: … رفتیم ساختمان کتابخانه سلطانی را که آماده شده بود، در واقع از مهندسین تحویل گرفتیم و افتتاح کردیم. کتابخانه سلطانی مال امروز نیست که افتتاحادامه خواندن «سخن مجذوب/46»

من بچّه ی بیدخت هستم

من بچه ی بیدخت هستم. شهر کوچکی در ۵ کیلومتری گناباد؛ موطن و مزار قطب های درویشان نعمت اللهی. بسیاری از بستگانم درویش بوده و هستند. از کودکی تمام حالات و رفتار و مراسم آن ها را دیده ام و با درویشان محشور بوده ام. در صحن مزار سلطانی با حلزون های باغچه ها دنیاییادامه خواندن «من بچّه ی بیدخت هستم»

برگی از یک کتاب/24

برگی از کتاب «تاریخ و جغرافی گناباد» کتابخانه سلطانی و کلاس اکابر یکی از قسمت های تابعه ی مزار [سلطانی] کتابخانه سلطانی است که از طرف [حضرت] آقای صالح علیشاه برای استفاده ی عموم تأسیس شده و اکنون [1344 خورشیدی] قریب چهار هزار جلد کتاب دارد. کلاس اکابر نیز برای تعلیم سالمندان از سال 1307بهادامه خواندن «برگی از یک کتاب/24»

بیدخت در وبلاگ های دیگر/4

    ماه های آخر           گناباد این ماه بهتر از همیشه بود. سه ماه دیگه تا پایان این زندگی ام مانده تغییر برنامه ی خواب و بیداری مردم در ماه رمضان در کشیک های شب کمک کننده بود.اعتماد به نفس بسیار افزایش یافته ی من بعد از بیش از یک سال گذشتنادامه خواندن «بیدخت در وبلاگ های دیگر/4»

بیدخت در وبلاگ های دیگر/2

گریوان GERIVAN بیدخت   یا هو بیدخت را در چندمرحله قبلا دیده ام .در هربار دیدن مقبره دراویش گنابادی وحوض آب انبارهایش برایم جالب بوده اند. یخدانها وآب انبارهاازوسایلی هستند که مردم منطق گرم برای جمع آوری آب در فصل سرما وذخیره برای تابستان از آنها استفاده می کرده اند. مقبره حضرات آقایان از سلسله شاهادامه خواندن «بیدخت در وبلاگ های دیگر/2»