روزه در شعر فارسی/8

روزه و رمضان در اشعار سعدی، حافظ و مولانا (8) وقتی جسم به خود می‌نازد، روح به زبان حال با او می‌گوید: «صبر كن تا مرگ فرا رسد؛ آنگاه خواهی دید كه هرچه داشتی از من بود و تو جز مشتی مواد بدبو نیستی و طعمه ی كرم‌ها خواهی شد.» حال كه به مرتبه‌ یادامه خواندن «روزه در شعر فارسی/8»

روزه در شعر فارسی/7

روزه و رمضان در اشعار سعدی، حافظ و مولانا (7) آدمی درست مانند كسانی كه مبتلا به بیماری گِل‌خواری هستند، غذای اصلی خود یعنی نور را فراموش كرده‌اند و به طعام این جهانی كه از جنس همین عالم است و «خاك» است اكتفا كرده اند. حال آن كه ما جز این معده ی انسانی معدهادامه خواندن «روزه در شعر فارسی/7»

روزه در شعر فارسی/6

روزه و رمضان در اشعار سعدی، حافظ و مولانا (6) حكایت فریب خوردن ما توسط این غذاهای حیوانی حكایت آن فقیهی است كه مولانا در دفتر چهارم حكایت آن را آورده است. فقیهی برای بزرگ جلوه دادن عمامه ی خود و به این ترتیب برای مهم نشان دادن خود در چشم مردم، پارچه‌های كهنه درادامه خواندن «روزه در شعر فارسی/6»

روزه در شعر فارسی/5

روزه و رمضان در اشعار سعدی، حافظ و مولانا (5): اگر رمضان موسم «ناموس» و «نام» شده است و در دل‌های بندگان نتیجه‌ معكوس می‌دهد، رسیدن شوال و ایام شعبان جای شكر دارد. این نوع نگاه ما را به یاد تفسیر مصلح مرحوم دكتر علی شریعتی از ترك طواف كعبه توسط امام حسین (ع) می‌اندازد.ادامه خواندن «روزه در شعر فارسی/5»

روزه در شعر فارسی/4

روزه و رمضان در اشعار سعدی، حافظ و مولانا (4) در جای‌جای دیگر آثارش یا نگاه درجه سوم به روز دارد یا آن را به خدمت پندی درمی‌آورد یا جامعه‌شناسانه به آن می‌نگرد. غیر از این هرچه هست در فضیلت کم‌خوری و به اندازه خوردن است. آنجا هم که در وداع ماه رمضان می‌سراید، جزادامه خواندن «روزه در شعر فارسی/4»

پند و حکمت/27

حکایتی از مولانا پیر مردی تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می‌کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباسش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زدادامه خواندن «پند و حکمت/27»

مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (6)

در مدح مولی الموالی علی علیه السلام شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود     سلطان سخا و کرَم و جود، علی بود مسجود ملایک که شد آدم، ز علی شد     آدم چو یکی قبله و مسجود، علی بود هم آدم و هم شیث و هم ایوب و هم ادریس     هم یوسف و همادامه خواندن «مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (6)»

مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (5)

به قلم: حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضا علیشاه دیگر از آثار مولوی کتاب «فیه ما فیه» است که مجموعه ی تقریرات و بیانات و نصایح او در مجالس می باشد و فرزندش، معروف به سلطان ولد، آنها را به صورت کتابی درآورده است؛ و خیلی شیوا و شیرین و دارای مطالب بسیار نغزادامه خواندن «مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (5)»

مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (3)

به قلم: حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضا علیشاه از مولانا چند اثر نفیس به یادگار مانده که نماینده ی روح زنده و قلب پاک و مراتب عالیه ی روحی او می باشد؛ و دوستداران حقیقت را به سوی خود جذب می کند. و هر یک از آنها گنجینه ای از علم و معرفتادامه خواندن «مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (3)»

مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (2)

به قلم: جناب آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضا علیشاه تولد مولانا در ششم ربیع الاول 604 در بلخ؛ و وفاتش در پنجم جمادی الثانیه 672 در قونیه اتفاق افتاد و در آنجا مدفون گردید؛ و مزار فیض آثارش مورد توجه خاص و عام و دارای روحانیتی خاص و فیضی عام است. مولوی خراسانی استادامه خواندن «مولوی؛ تشیّع و بعض اشعار او در مدح حضرت علی علیه السلام (2)»