یادی از گذشته/ 3-47

ملاّی آخوند شهربانو (۳) بیشتربچه ها سِپَرَه در دست داشتند. تعدادی نیز که پیشرفته تر از بقیه بودند، از روی قرآن کامل تمرین می کردند. مرحومه آخوند شهربانو هم در میان بچه ها بود. درس می داد و درس می پرسید. تکه چوبی نیز در دست داشت که از آن هم برای تنبیه بچه هاادامه خواندن «یادی از گذشته/ 3-47»

یادی از گذشته/ 36

ملاّی آخوند شهربانو یادش بخیر، تابستان 1334 یا 1335 و در بیدخت بود که پدر و مادرم تصمیم گرفتند مرا به مکتب بفرستند تا قرائت قرآن را یاد بگیرم. اولین روزی که به مکتب خانه یا به قول خودمان، «مُلّا»، رفته بودم فقط یک «سِپَرَه» یا سی پاره با خود همراه داشتم. سی پاره بهادامه خواندن «یادی از گذشته/ 36»