یک شعر/22

خاک بیدخت هزاران آفرین بر خاک بیدخت      به خاک پاکِ پاکِ پاکِ بیدخت هزاران آفرین بر سرزمینش     که من هگز نمی بینم قرینش بوَد بیدخت همچون اختری پاک     که تابد از زمین بر چرخ و افلاک دیار عارفان و قطب الاقطاب     سرا و مولد مردان کمیاب دیارش زادگاه عارفان است     مقامش فوق تفهیم و بیانادامه خواندن «یک شعر/22»

یک شعر/6

    کوچه از: فریدون مشیری   بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،     همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،     شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،     شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.     در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید     باغ صد خاطره خندید،     عطر صدادامه خواندن «یک شعر/6»

یک شعر/5(2)

ترکیب بندی به تقریب آستانه بوسی حضرت امامزاده سلطان محمد عابد(ع)، کاخک گناباد      از: میرزا محمد حسابی (بند دوم) محمدی که بود تاج فقر بر سر او فلک بود ز غلامان ماه پیکر او محمدی است که مقبول کردگار بود چرا که شاه خراسان بود برادر او چو کرد در ره دین شربت شهادتادامه خواندن «یک شعر/5(2)»