برگی از یک کتاب/87

… در یکی از سفرهای حضرت صالح علیشاه به شهرضا، چون در می یابند که وی [سیّد ابراهیم سرّی] در روستا به عمران قنات شریف آباد سرگرم است، با جمعی از درویشان نیکدل عازم آنجا می شوند. او به محض آگاهی، به پیشواز شتافته مقدم ایشان را سخت گرامی می دارد. در خانه، حضرت پیرادامه خواندن «برگی از یک کتاب/87»