عکس/260

حضرت آقای حاج شیخ محمدحسن بیدختی صالح علیشاه قدّس الله سرّه العزیز و جمعی از فقرا. در این عکس از بیدختی ها آقایان حاج سلطانحسین تابنده (رضاعلیشاه)، حاج ابوالقاسم نورنژاد (درویش صابرعلی)، حاج محمدباقر سلطانی، حاج دکتر حسینعلی سعادتی، حاج عبدالله صدرالاشراف، حاج آقای معین، کربلائی ملا اسدالله نورائی، کربلائی شیخ علی صفری، کربلائی حسن محمدی (ملا)، کربلائی کاظم دهقانی، استاد عبدالله هنرمند، استاد عباسعلی حسینی،کربلائی حسین باقری، و … حضور دارند.

زمان: عید غدیر 1367 قمری (مهر  1327شمسی). مکان: بیدخت عکس از: کانال جزوه 121.

عید غدیر1

Advertisements
نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

10403529_325920767570468_3997594316661315660_n

نوشته‌شده در بدون موضوع | دیدگاهی بنویسید

یک ترانه سرا

#استاد_تورج_نگهبان

در تاریخچه موسیقی رادیو و به ویژه برنامه فاخرگلها، «رحیم معینی کرمانشاهی»، «سید اسماعیل نواب صفا»، «بیژن ترقی» و «تورج نگهبان»، به مانند الماس می درخشند. این چهار ترانه سرا و شاعر بزرگ، آفریننده زیباترین متون موسیقی با کلام، در دهه ۳۰ تا انقلاب ۵۷ و تا حدودی بعد از آن نیز بوده اند. استاد «تورج نگهبان» در کنار دیگر ترانه سرایان بزرگ، به نسلی تعلق داشت که آثارشان موج جدیدی در موسیقی و تصنیف ایرانی به راه انداخته بود. این نسل آثاری خلق کرد که همراه با آهنگهای هنرمندانی چون استاد «همایون خرم»، «علی تجویدی»، «مهدی خالدی» و «پرویز یاحقی»، تبدیل به ماندگارترین تصنیفهای ایرانی در دهه های ۳۰ و ۴۰ خورشیدی گردید.

در بین این بزرگان، استاد «تورج نگهبان» دارای موقعیت ویژه ای بود که مربوط به انعطاف پذیری خاص او، در کار با آهنگسازان متعلق به سبک های مختلف است: از موسیقی فاخر «گلها»، تا موسیقی همه گیر و مردمی «پاپ» و هر اثر در نوع خود، شیوا و زیبا و به یاد ماندنی. «نگهبان» تنها ترانه سرایی است که برای پنج نسل از خوانندگان («دلکش»، «ملوک ضرابی»، «بنان»، «رشیدی»، «پروین»، «پوران»، … تا «داریوش اقبالی»، «هایده»، «مهستی»، «فریدون فروغی»، «گوگوش»، «رامش»، «عارف»، «ویگن» و «بهزاد») ترانه سروده و به لطف قریحه عالی و طبع روان خود، حال و هوای هر نوع موسیقی و صدای افراد مورد نظر را دریافته است. از سال های دهه سی خورشیدی به بعد، شاهد هستیم که » تصنیف های قدیمی» که دیگر کمی تکراری شده بودند، در جریان یک دگرگونی ملایم و تدریجی، جای خود را به ترانه های سنتی نوتر سپردند. محتوای این ترانه های تازه و نو، دیگر تنها بر محور «شمع و گل و پروانه» نمی چرخید. اندیشه و احساسی را در خود می پرورانید، تصویری از زندگی پیرامون، عرضه می کرد و این همه را در قالب زبانی نوتر می ریخت.

بدیهی است که در این تغییرات، آهنگسازان نوگرا از یک سو و ترانه سرایان نو اندیش از سوی دیگر، ایفای نقش می کردند. از همان آغاز دهه ۳۰ از میان ترانه سرایان معروف که تعدادشان از انگشتان یک دست، تجاوز نمی کرد، صدایی برخاست که جوان تر از صداهای دیگر می نمود. ایشان، «تورج نگهبان» نام داشت که در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران تحصیل می کرد. مثل بسیاری دیگر از جوانان هم سن و سال به سرودن شعر علاقه می ورزید. پدرش دستی به قلم داشت، یکی دو زبان خارجی می دانست و از قریحه شاعری برخوردار بود. به قول تورج این قریحه، تنها میراثی است که از پدر به او رسیده بود.

همین قریحه سبب آشنایی او با «همایون خرم» آهنگساز نوآور آن سال ها شد، که روزی به دوستی و همکاری مشترک، انجامید. «تورج»، خود ثبات در همکاری های میان آهنگسازان و ترانه سرایان را مهم ترین سبب پیشبرد کار ترانه، در آن سال ها می دانست. زوج های هنری مشخص شده بودند و در اثر استمرار همکاری ، چم و خم کار خود را دریافته بودند و شعر و آهنگی که می ساختند، پیوند دقیق تری پیدا می کرد. «علی تجویدی» با «رحیم معینی کرمانشاهی» کار می کرد، «پرویز یاحقی» با «بیژن ترقی» و «همایون خرم» با «تورج نگهبان»، اما «تورج» با یک ویژگی مهم از همتایان خود متمایز می شد…

#جواد_ظل_طاعت
@javadtaat
@absurdmindsmedia

نوشته‌شده در تصنیف | برچسب‌خورده با , , , , , | دیدگاهی بنویسید

عکس/259

حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی (صالح علیشاه) و جناب آقای حاج شیخ عبدالله صوفی املشی گیلانی (درویش عزّتعلی) رحمت الله علیهما. نفر سمت راست عکس، مرحوم محمد رضا بقائی، اخرین کدخدای بیدخت؛ کلاهی سمت چپ، مرحوم حاج شکرالله سالاری./ مکان: درب غربی بقعه مزار سلطانی؛ زمان: مرداد 1334. (عکس از کانال تلگرام پیام سروش)

2235f10d-1603-4123-8733-88aac3f93e29

 

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , | 2 دیدگاه

یادی از گذشته/48

حَزر، حزّار، حزّاری

حاج حسین اللهیاری

زنده یاد حاج حسین اللهیاری

یادش بخیر، پنجاه سال پیش، پدر بزرگم، کربلائی ملا اسدالله، در صالح آباد بیدخت یک باغ انگوری داشت. این باغ به صورت مزارعه یا نصفه کاری اداره می شد. بدین معنی که آب و زمین آن متعلق به حضرت آقای صالح علیشاه رحمت الله علیه و کار آن به عهده ی خدابیامرز پدر بزرگم بود. وقتی که محصول انگور آن می رسید، پدر بزرگ به هیچ یک از اعضای خانواده اجازه نمی داد حتی یک خوشه انگور بچینیم. می گفت محصول باغ باید اول «حَزر» شود. و حَزر (بر وزن برف) به معنای تخمین یا برآورد میزان محصول باغ یا زمین زراعتی است و اسم فاعل آن «حَزّار» به معنی برآورد کننده است. حزّار می آمد و گشتی در میان باغ می زد و با توجه به میزان خوشه های انگور، مقدار آن را برآورد می کرد و مثلاً می گفت این باغ چهار خروار انگور دارد. حرف او برای همه حجت بود. شرکا بر مبنای همین رقم حساب و کتاب می کردند و چنانچه قرار بود محصول باغ به شخص ثالثی واگذار گردد، باز هم همین رقم برآورد شده مبنا قرار می گرفت.

و من سال های متعددی را به خاطر دارم که مرحوم حاج حسین اللهیاری – که آن وقت ها کربلائی حسین بود و کِلبِ سالار هم خوانده می شد – به باغ پدر بزرگ می آمد و آن را حزّاری می کرد. زنده یاد حاج حسین اللهیاری در تاریخ 23 اسفند 1390 از دنیا رفت. روحش شاد؛ یادش گرامی.

نوشته‌شده در یادی از گذشته, عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

عکس/258

حضرت آقای حاج شیخ محمدحسن بیدختی (صالح علیشاه) طاب ثراه.

از بیدختی ها آقایان حاج ملا عبدالله صدرالاشراف مشهور به «حاجی صدر» (معمّم نشسته سمت راست حضرت آقا) و حاج محمد صادق سعیدی معین الاشراف معروف به «حاجی معین» (ایستاده با پالتو سفید در سمت چپ حضرت آقا) در عکس دیده می شوند.

مکان: تهران؛ زمان: 1334 خورشیدی. (عکس از کانال تلگرام «عکس شما»)

b86dfff4-f4c5-4d3e-ac1a-eb4a301a0823

نوشته‌شده در عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

یک تصنیف

#تصنیفهای_وطنی
#ملک_الشعرای_بهار

يکي از برجسته ترين مسائل عاطفی شعر عصر مشروطه که حوزه گسترده ای از تاملات شاعرانه را برانگيخته، مساله «وطن» است. آنچه در ارتباط با وطن و مسائل پيرامون آن در اين دوره به چشم می خورد با دوره های پيشين شعر فارسی متفاوت است. زنده یاد «ملک الشعرای بهار» از جمله شاخص ترين شاعران اين عصر است که نگرش تازه ای نسبت به»وطن» داشته است. وی با شعر اجتماعی و انتقادی، نثر روزنامه ای و خطابی، و لحن عالی و علنی خود چشم اندازش را نسبت به وطنش ابراز داشته است. برداشت «بهار» از وطن را می توان در زيرمجموعه ساختارهای سياسی اجتماعی، مقوله های فرهنگی دينی -مذهبی و انتقادات تاريخی ملی خلاصه کرد.

«بهار» در ميان ديگر هم عصرانش ديدگاه معتدل تری نسبت به وطن داشته و جلوه های مختلف آن را در بسترهای گوناگون به تصوير کشيده است. نگرش زيباشناسانه، هنرمندانه و اعتدال گرايانه بهار در ارتباط با وطن بيش از هر چيز در اشعارش بازتاب يافته است. وی به انتقاد از اوضاع داخلی کشور می پردازد، بيگانگان را مورد انتقاد قرار می دهد، از افتخارات و مظاهر فرهنگی ايران ياد و به ارزش های دينی و مذهبی افتخار می کند، جلوه های زيبای طبيعت ايران را به نمايش می گذارد و مکرر از مفاخر و مآثر گذشته نام می برد. هم چنين تا واپسين لحظات عمر، با قلم، در سنگر مبارزه عليه دشمن و دفاع از ميهن، قدم مي گذارد و در آيينه نظم و نثرش «زبان وطن خويش می شود».

تصنیف «ای وطن من» که در رابطه با دست اندازی بیگانگان به خاک وطن سروده شده، در حقیقت وطنیه ایست که در دوران اخیر زنده یاد استاد «پرویز مشکاتیان» آهنگ آن را بازسازی کرده اند. این شعر در دوره ی جنگ جهانی اول و هنگامی که لشگریان روسیه تزاری به بهانه حفظ اتباع خود به خراسان و نواحی شمالی ایران دست اندازی کرده بودند گفته شده و در روزنامه نو بهار هم به چاپ رسیده است و ظاهرا در همان دوران نیز شهرت بسیاری پیدا کرده است. در این سروده، کشش های عاشقانه را نسبت به وطن، بسیار می یابیم.

«ملک الشعرای بهار»، در این سروده، میان حال نزار وطن و تیره روزی خود، یک نوع همسانی ایجاد کرده است. او از اینکه محبوب خود را در دست بیگانگان می بیند، عشق و گرایش به زندگی را از دست می دهد. دیگر هیچگونه از نشانه های طبیعت به چشم او جلوه و حیات ندارند.
او در این بی حیاتی و بی رمقی، تا بدانجا پیش می رود که خود را از این جهان محو می بیند. مرگ او و وطن قرین یکدیگرند. آنچنانکه وطن حتی قادر به ساختن برگی برای پیچیدن کالبد عاشق از دست رفته نیست.
#جواد_ظل_طاعت
@javadtaat
@absurdmindsmedia

نوشته‌شده در تصنیف | برچسب‌خورده با , , , | دیدگاهی بنویسید