بایگانی دسته بندی ها: یادی از گذشته

یادی از گذشته/46

پذیرائی میوه در سال های دور گذشته، مرحوم حاج کاظم خواجه، پدر مرحوم حاج حسن آقا خواجه بیدختی، همه ساله در فصل تابستان، حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی صالح علیشاه را به صرف میوه (خربزه، هندوانه، انگور) به … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یادی از گذشته, عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

یادی از گذشته/12

یک خاطره در اواخر دهه ی 1330 ، دانش آموز کلاس چهارم یا پنجم دبستان بودم. یک روز به اتفاق مرحوم پدربزرگم، کربلائی ملا اسدالله، که در آن زمان حدود هفتاد سال داشت به کِشمون بیدخت رفته بودیم. پدربزرگ قصد … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یادی از گذشته | برچسب‌خورده با , , , | دیدگاهی بنویسید

یادی از گذشته/159

انار سرخ شب چلّه شب چلّه نزدیک است. شب چلّه خاطرات شیرین جمع شدن افراد خانواده دور کرسیِ خانه ی بزرگترهای فامیل، مخصوصاً پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، را تداعی می کند و آرزوی همه ی ما این است که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یادی از گذشته, عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , , | 2 دیدگاه

یک خاطره

به مناسبت درگذشت قدیم ترین روحانی بیدخت، آقای حاج شیخ حسن بصیری رحمت الله علیه  آقای حاج علی (رمضانعلی) معصومی بیدختی، فرزند غلامرضا، می گوید: در ایام کودکی در مکتب مرحوم آخوند ملا خداداد خیبرگی، که در یکی از اتاق … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یادی از گذشته, بدون موضوع | برچسب‌خورده با , , , , , , , | 2 دیدگاه

یادی از گذشته/96

کلّه گرگی از روزگاران گذشته، خطر حمله ی گرگ ها  همواره چوپانان و دامداران را تهدید کرده است. این خطرهمچنان به قوّت خود باقی است، منتها در سطحی کمتر. همه ساله، مخصوصأ در فصل زمستان که یافتن غذا برای گرگ … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یادی از گذشته | برچسب‌خورده با , , , , , | 2 دیدگاه

یادی از گذشته/95

بادگیر های حسینیه امیرسلیمانی تهران زنده یاد حاج محمد حسن معصومی بیدختی (معمار)، فرزند حاج محمد علی، حدود یک سال پیش برای نگارنده تعریف کرد: سال 1334 بود که آمدم تهران. در همان ابتدای ورود به تهران، یک روز رفتم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یادی از گذشته, عکس | برچسب‌خورده با , , , , , , , | دیدگاهی بنویسید

یادی از گذشته/15

هندوانه ی شب چله      در جاده قدیم بیدخت به طرف قائن، بعد از گذشتن از خروجی مزارجعفرآباد، به نقطه ای می رسیم که جاده به طرف راست می پیچد. سر این پیچ، بندی وجود دارد که به بند سنبل … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در یادی از گذشته | برچسب‌خورده با , , , , , | 4 دیدگاه