پند و حکمت/27

حکایتی از مولانا پیر مردی تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می‌کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباسش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زدادامه خواندن «پند و حکمت/27»

پند و حکمت/26

توكل به خدا     گويند چون جالينوس درگذشت، در جيب او پاره اي كاغذ يافتند كه بر آن نوشته بود: آنچه را كه در حدّ ميانه روي بخوري، به تن تو مي رسد؛ آنچه را به صدقه بدهي، به روحت؛ و آنچه را كه از پي بگذاري، به ديگري برسد. و نيكوكار زنده است، اگرچهادامه خواندن «پند و حکمت/26»

رفتار با خانواده در سيره ي حضرت رضا (ع)

چه کساني در قيامت به امام رضا(ع) نزديک ترند؟ خراسان – مورخ دوشنبه 1393/10/01 شماره انتشار 18863 >  گروه خانواده و مشاوره- ارزش و اهميت والاي رفتار صحيح با اعضاي خانواده در کلام و سيره عملي اهل بيت(ع) به خوبي نمايان است. امام رضا(ع) در رفتار با همسر، فرزند، برادر و آشنايان شان راه درست راادامه خواندن «رفتار با خانواده در سيره ي حضرت رضا (ع)»

پند و حکمت/25

قرآن برخوان اي درويش، چون خواهي كه او با تو سخن گويد، قرآن برخوان؛ و چون خواهي كه تو با او سخن گويي، به حَرَمِ نماز درآي. و به حقيقت مي دان كه پنج نماز، يادگاري است كه مهتر صلواة الله عليه تو را آورده است از عالم طهارت قاب قوسين.                                                                احمد سمعاني     ادامه خواندن «پند و حکمت/25»

پند و حکمت/24

و[ شیخ علی رودباری، رحمت الله علیه] گفت: وقتی درویشی برِ ما آمد و بمرد. او را دفن کردیم. پس خواستم که روی او باز کنم و بر خاک نهم تا خدای تعالی بر غریبی وی  رحمت کند. چشم باز کرد و گفت: مرا ذلیل می کنی پس از آنکه ما را عزیز کرده است.ادامه خواندن «پند و حکمت/24»

پند و حکمت/23

چگونه بايد ذكر گفت؟      صاحب اطواق الذهب[1] گويد: ارزنده ترين نَفَس ها گرمترين آنها و بهترين ذكرها پنهان ترين آنهاست؛ ترك ذكر گفتن دليل بر خود خواهي و آشكار كردن آن دليل بر رياكاري، و پوشيده داشتن آن سنّت زكريايي است. و هرگاه دست به دعا برداري، دعاي عمومي گو؛ و فرياد مزن؛ چهادامه خواندن «پند و حکمت/23»

پند و حکمت/22

والله الغني و انتم الفقرا هيچ كس نيست كه او را بر درگاه ما كاري نيست؛ منم كه مرا با هيچ كس كاري نيست. عَلَم بي نيازي جز بر درگاه جلال ما زده نيست؛ به هركه نظر كند، صد هزار سجده ي شكرش ببايد كرد؛ كه او جلّ جلاله با بي نيازي خود به نيازادامه خواندن «پند و حکمت/22»

پند و حکمت/21

آورده اند که…        یکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق وی به طعنه سخن ها گفته اند؟ گفت: بر ظاهرش عیب نمی بینم و در باطنش غیب نمی دانم. هر که را  جامه  پارسا   بینی      پارسا  دان و نیک مرد  انگار ور ندانی که درادامه خواندن «پند و حکمت/21»

پند و حكمت/27

چهار قبله روزي معين الدّين پروانه با اولاد خطير شرف الدين  و ضياءالدين نكيدي رحمهما الله، به زيارت مولانا آمده بودند. پروانه التماس نمود كه البته موعظه بشنود. فرمود كه: امير معين الدين، تا تواني چهار قبله را خدمت كن. و خدمت آن چهار قبله را بر خود لازم دان. پروانه سر نهاد كه: ماادامه خواندن «پند و حكمت/27»