روزه در شعر فارسی/1

روزه و رمضان در اشعار سعدی، حافظ و مولانا (1)

مقدمه:

در مقاله پیش رو ابتدا به بررسی مفهوم روزه داری از نگاه سعدی می پردازیم و آداب خوردن و مفاسد پرخوری و محاسن اعتدال در آن را یادآور خواهیم شد؛ سپس خواهیم دید که چگونه حافظ به عنوان یک ناقد جامعه دینی به آسیب شناسی رمضان و روزه داری در جامعه دینی زمـان خویش می پردازد. آنگاه برداشت متعالی و عمیق مولانا از روزه داری را به تصویر خواهیم کشید.
همه‌ ما از رمضان، بهره‌ای و نصیبی داریم. هر کدام از ما هرچند از فضاهای معنوی و عبودی فاصله گرفته باشیم و زنگار دنیا بر آیینه‌ قلوبمان نشسته باشد، در این ماه به قدر طاقت خویش بویی استشمام می‌کنیم و بهره‌ای می‌بریم. اما بر سر آنیم که به دیدار «عاکفان کعبه جلال» و «واصفان حلیه جمال» حق برویم تا وصف این ماه عزیز را از عزیزان حق و واصلان ره بشنویم. هرچند که همگی به «تقصیر عبادت معترفند» و «به تحیر منسوب»، اما آن که قدمی بیش رفته و در ارتفاع بالاتری منظره را می‌بیند، نسبت به خاک‌نشینان بینش و بینایی درست‌تری دارد و وصف منظره را لایق‌تر است.
ابتدا دست یاری به سوی شیخ سخن و حکیم خندان، سعدی شیرازی دراز می‌کنیم و از او می‌خواهیم که از این بستان ما را تحفه‌ای کرامت کند و از درخت گل دامنی پر هدیه اصحاب کند.همچنان که بر اهل فن پوشیده نیست، سعدی در سرتاسر آثارش، هم در گلستان و هم در بوستان، نگاهی اجتماعی به مسائل دارد. او یک منتقد اجتماعی است و مسائل دینی و مذهبی را هم از این دریچه‌ خاص می‌نگرد. چنان که این دید جامعه‌شناختی در تمام آثار او بر دیگر نقطه‌نظراتش غالب است.
گاهی هم روزه و رمضان برای او فقط دستمایه‌ شاعری است، بی‌آنکه بخواهد روزه و رمضان را در مقام خود بنشاند و یا مخاطب را از حقیقت آن واقف گرداند، بلکه فقط بهانه‌ای برای انتقال مضمون است. در چنین حالتی روزه و رمضان در نگاه او هیچ فرقی با گل و سرو و چمن و یاسمن ندارد:
توبه کند مردم از گناه به شعبان
در رمضان نیز چشم‌های تو مستست
* * *
باز آ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار بر الله اکبر است
* * *
دیگران را عید اگرفرداست ما را این دمست
روزه‌داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست
* * *
کسان که در رمضان چنگ می‌شکستندی
نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند
* * *
ملحد گرسنه در خانه خالی بر خوان
عقل باور نکند کز رمضان اندیشد

در چنین مواقعی سعدی نگاهی درجه سوم به رمضان دارد. گاهی هم سعدی نگاه درجه دوم دارد، یعنی با حفظ منزلت و شأن روزه از آن می‌گذرد و برای رساندن پندی اخلاقی آن را به خدمت اخلاق درمی‌آورد:

شنیدم که نابالغی روزه داشت
به صد محنت آورد روزی به چاشت
به کتّابش آن روز سائق نبرد
بزرگ آمدش طاعت از طفل خرد
پدر دیده بوسید و مادر سرش
فشاندند بادام و زر بر سرش
چو بر وی گذر کرد یک نیم روز
فتاد اندر او ز آتش معده سوز
به دل گفت اگر لقمه چندی خورم
چه داند پدر غیب یا مادرم؟
چو روی پدر در پسر بود و قوم
نهان خورد و پیدا به سر برد صوم
که داند چو در بند حق نیستی
اگر بی‌وضو در نماز ایستی؟
پس این پیر از آن طفل نادان‌تر است
که از بهر مردم به طاعت در است
کلید در دوزخ است آن نماز
که در چشم مردم گزاری دراز
اگر جز به حق می‌رود جاده‌ات
در آتش فشانند سجاده‌ات
پسری که هنوز خردسال بوده است روزی قصد روزه می‌کند و با تشویق و تحسین اعضای خانواده روبرو می‌شود و از رفتن به مکتب معاف می‌شود. هنگام ظهر در اثر فشار گرسنگی دل از کف می‌دهد و نهانی چند لقمه طعام می‌خورد تا پنهانی روز را بدون روزه سر کند. این خردسال به دلیل عدم بلوغ فکری و عدم آگاهی از مسائل عبودی، خدا را در نظر نداشته و چون روزه را به نیت تحسین والدین گرفته بود نهانی طعام می‌خورد و آشکارا خود را روزه‌دار ‌می نمایاند. سعدی می‌گوید وقتی پروای حق نداری چه فرقی می‌کند با وضو نماز بخوانی یا بی‌وضو؟ به هر حال مردمان شما را در حال نماز می‌بینند و از کجا باید بفهمند که وضو دارید یا خیر؟ به همین دلیل است که سعدی پیشوایان روی در مخلوق را پشت به قبله می‌داند:
پیشوایان روی در مخلوق
پشت بر قبله می‌کنند نماز

*برگرفته از روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۱ تیر ۱۳۹۳، نوشته ی رضا یعقوبی

منتشرشده به‌دست در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد سال 1328 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان "کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا" و جلد دوم آن با عنوان "بیدخت در گذر زمان" منتشر شد ) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: