یک تصنیف/1

به یاد استاد محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، که روز 17 مهر 1399به دیار باقی شتافت و در جوار آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در توس آرام گرفت. روحش شاد؛ یادش گرامی

مرغ سحر

«مرغ سحر» نام تصنیف مشهوری است که به خاطر معنای آزادی خواهانه و نثر روان آن، در حافظه تاریخی ایرانیان، علی الخصوص خوانندگان و هنرمندان عرصه موسیقی، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. اگرنخستین اجرای تصنیف «مرغ سحر» را مطابق نظر برخی از پژوهشگران، سال ۱۳۰۶ خورشیدی بدانیم، تقریبا ۹۰ سال است که از سرایش آن، می گذرد. در این مدت، این ترانه که شعرآن را «محمدتقی بهار»(ملک الشعرای بهار)، سروده و آهنگش از «استاد مرتضی خان نی داوود» است، با وجود همه ی محدودیتها و باز داریها، جای خود را به عنوان یک ترانه ی انقلابی در نزد خواستاران شعر و موسیقی متعهد، باز کرده است.download

مردم ایران به ویژه در سالهای اخیر، بیش از همیشه خواستار شنیدن این ترانه هستند و آن را به عنوان نمادی از پیوند و همبستگی در اعتراض به ظلم و جور حاکم بر جامعه در کنسرتها و مجامع عمومی فریاد می زنند و می خوانند. شاید کمتر ترانه ای تا این حد توانسته باشد، رنگ نماد وحدت سیاسی بخود بگیرد. «ملک الشعرای بهار» با سرودن «مرغ سحر» و بسیاری از اشعار انقلابی و تصنیفهای دیگر، تمام تلاشش را کرده است که این جدایی از عموم را به سمت پیوند و نزدیکی بکشاند، جدایی که، هنوز هم احساس می شود. به راستی چه عنصری در ناله ی این مرغ سخنگو نهفته است که میتواند چنین برانگیزاند، چنین متحد سازد و چنین خونها را درسرها بجوش آورد؟ ۹۰ سال است که ملت ما، از هر دسته و طبقه ای، با سراینده ی این ترانه، هم صدا شده، فریاد می زنند:» مرغ سحر ناله سرکن».

در کنار سرایش این تصنیف زیبا، به چهره برجسته دیگری بر می خوریم به نام زنده یاد «مرتضی خان نی داوود»، که باعث ایجاد اثری استثنایی به نام «مرغ سحر» شده است.
اگر چه می توان شعر پرخون «مرغ سحر»، سروده «محمد تقی بهار» (ملک الشعرا) و سازگاری آن را با آرمان ملی و آزادی جویی مردم، پشتوانه شهرت و ماندگاری آن به شمار آورد، ولی از کارکرد زیبایی آهنگ «نی داوود» نیز نمی توان و نباید غافل ماند. کما اینکه «زنده یاد بهار»، متن های زیبای دیگری نیز برای پیوند با موسیقی سروده است، اما هیچکدام شهرت و تاثیر «مرغ سحر» را پیدا نکرده است. شعر و آهنگ، در «مرغ سحر» توانایی بیانی همانندی دارند و با دقتی هنرمندانه به هم پیوند خورده اند.
موسیقی روان «مرتضی نی داوود»، زبان کمابیش روشنفکرانه «بهار» را حتی برای مردم عادی دلپذیر و دریافتنی ساخته است. در سالیان بعد ، «مرغ سحر» با صدای «ملوک ضرابی» و سپس توسط «قمرالملوک وزیری» به صورت متعدد اجرا شد که بی ‌درنگ در همه ذهن ها و دلها، جا پیدا کرد. این اثر، بارها توسط هنرمندان مختلف دیگری نیز اجرا شده است که از جمله معروفترین آن می‌توان به اجرای «نادر گلچین» و همچنین اجرای «بدیع زاده» و همچنین با نوازندگی گیتار «فرهاد مهراد» اشاره کرد. یکی از محبوب‌ترین اجراهای این تصنیف از «استاد محمدرضا شجریان» است که اغلب به خواست مردم مکرراً در کنسرت‌های او به گوش می‌رسد…
@javadtaat
@absurdmindsmedia

منتشرشده به‌دست در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد سال 1328 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان "کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا" و جلد دوم آن با عنوان "بیدخت در گذر زمان" منتشر شد ) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: