برگی از یک کتاب/ 83

به مناسبت فرارسیدن 9 ربیع الثانی، سالروز ارتحال حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی صالح علیشاه (قدّس الله سرّه العزیز، قطب سی و ششم سلسله طریقت شاه نعمت اللهی سلطان علیشاهی گنابادی (9 ربیع الثانی 1386 برابر با 6 مرداد 1345)

تاسیس بیمارستان صالحیه

در صفحه 127 کتاب یادنامه صالح می خوانیم: در سال 1340شمسی هیأتی به منظور تاسیس بیمارستان مجهزی در بیدخت و جمع آوری کمک های مالی و جنسی تشکیل شد و خود حضرتش [حضرت آقای صالح علیشاه طاب ثراه] پیشقدم شده مبلغ قابل توجهی نقداً پرداختند و حضّار و مدعوین هم هر یک به قدر وُسع و میل خود مبلغی پرداخت. و چون بعداً دوستان و ارادتمندان حضرتش در تمام شهرستان ها اظهار علاقه کردند که در این امر خیر شرکت نمایند، هیات مذکور شعباتی در غالب شهرستان ها تشکیل داد تا کمک ها را جمع آوری و به بیدخت ارسال دارند که حقاً این کمک ها قابل توجه بود.

در بدو شروع کار، حضرتش قطعه زمینی به مساحت قریب دوازده هزار متر مربع در قسمت جنوب غربی باغ صالح آباد در شمال جاده ی شوسه مشهد به زاهدان به بیمارستان اختصاص داده، اهدا نمود و کلنگ اولیه را شخصاً به زمین زدند و بیمارستان مطابق نقشه ی وزارت بهداری ساخته شد و به نام بیمارستان صالحیه بیدخت نامگذاری گردید. چون طبق مقررات جاریه وقت، بیمارستان ها می بایستی تحت نظر وزارت بهداری باشد، بیمارستان با وسایل موجود، پس از نکمیل ساختمان به وزارت بهداری واگذار و تحویل گردید. وزارت بهداری هم وسایل جراحی و غیره ارسال داشت و کادر مفصل و مرتبی تشکیل داد و اطبّای بسیار خوب و حاذق گسیل داشت به نحوی که [در همان اوایل فعالیت آن] در سال 1347 که در گناباد، فردوس، بجستان، طبس و قاینات زلزله ی بسیار شدیدی رخ داد و تلفات زیاد و مجروحین بسیاری برجا گذاشت، بیمارستان صالحیه خدمت شایانی به اهالی محل های زلزله زده نموده و مرکز معالجه ی مجروحین گردید….

در همین ارتباط، در صفحه 272 کتاب «بیدخت در گذز زمان» آمده است: بیمارستان صالحیه، که در سال های بعد از انقلاب به بیمارستان 15 خرداد تغییر نام یافت، از سال 1372 لغایت 1377 به عنوان بیمارستان تک تخصصی درجه 2 ارزشیابی شد و از سال 1378 به بعد، به عنوان بیمارستان تک تخصصی درجه یک مورد تایید دفتر ارزشیابی وزارت متبوع قرار گرفت.ولی متاسفانه، همزمان با افتتاح بیمارستان علامه بهلول گنابادی در گناباد، بیمارستان بیدخت تعطیل گردید و در حال حاضر فقط قسمتی از فضای آن به عنوان درمانگاه جهت ارائه خدمات پزشکی و خدمات پرستاری شامل تزریقات، سرم تراپی و پانسمان استفاده می شود.

و در صفحه 262 همین کتاب نیز می خوانیم: بعد از متوقف شدن فعالیت بیمارستان بیدخت، آقای دکتر علی سالاری، فرزند حاج شکرالله، برای آنکه بیمارستان به کلی تعطیل نشود، مطب خود را به بیمارستان انتقال داده و درمانگاه آن را از 7 صبح تا 11 شب دایر نگه داشته است.

*یادنامه صالح، حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی صالح علیشاه، گردآوری و تدوین: هیات تحریریه کتابخانه صالح، تهران، انتشارات حقیقت، چاپ دوم، 1380.

**زیر آسمان بیدخت (جلد دوم)، بیدخت در گذر زمان، نگارنده: حسن نورائی بیدخت، تهران، ناشر: مولف، 1397.

منتشرشده به‌دست در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد سال 1328 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان "کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا" و جلد دوم آن با عنوان "بیدخت در گذر زمان" منتشر شد ) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: