یادی از گذشته/44

شب 21 ماه مبارک رمضان

از اواسط دهه 1330 که به خاطر دارم، حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده (رضاعلیشاه)، که تا پیش از به عهده گرفتن مسند هدایت و ارشاد سالکان طریقت نعمت اللهی سلطان علیشاهی (گنابادی) در مرداد 1345 خورشیدی، در بیدخت به حاج آقای تابنده مشهور بودند، سالی دو بار – یک بار در سحر عاشورا و یک بار در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان – منبر تشریف می بردند. thشب 21 ماه مبارک در مسجد جامع و سحر عاشورا در حسینیه مزار سلطانی بیدخت. که در هر دو مناسبت، خیل عظیم همشهریان بیدختی، اعم از درویش و غیر درویش، شرکت می جستند. شب بیست و یکم، با سرعت هرچه تمامتر افطار کرده و روانه ی مسجد جامع می شدیم چرا که پدرم مرتب می گفت: «زودتر برویم که نزدیک منبر جا بگیریم». و چون خیلی ها همین فکر را می کردند، در اندک زمانی بعد از اذان مغرب، شبستان مسجد پر می شد. البته در سال هایی که ماه مبارک رمضان با فصل تابستان مصادف می شد مشکل جا کمتر بود چراکه ظرفیت ایوان و صحن مسجد در مقایسه با شبستان آن – مخصوصاً ساختمان قدیم آن که ستون ها یا کُلپایه هایش هر کدام چند متر مربع از کف شبستان را اشغال می کرد –  به مراتب بیشتر بود.

نماز جماعت شب بیست و یکم رمضان به امامت حضرت آقای صالح علیشاه برگزار می شد. بعد از انجام فریضه ی نماز های مغرب و عشاء، ابتدا یکی از روحانیون بیدخت منبر می رفتند و به اختصار ذکر مصیبت می کردند. سپس، حاج آقای تابنده منبر تشریف برده و سخنرانی و ذکر مصیت می فرمودند. معظم له پس از ایراد سخنرانی مفصلی در مناقب و فضایل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و همچنین بیان مطالبی در باره ی موضوعاتی چون معراج حضرت پیامبر اکرم ( ص)، معاد، ولایت، روزه و امثال آن، به همان شیوه ی رایج میان وعاظ و اهالی منبر، به ذکر مصیبت پرداخته و در نقطه ی اوج آن می فرمودند: «چرا این مصیبت را با سر برهنه نخوانم» و آنگاه عمامه از سر بر می داشتند. بلا فاصله بعد از آنکه عمامه از سر بر می داشتند، مرحوم حاج شیخ محمد رضا کاظمی بیدختی و مرحوم حاج شیخ علی ذوقی بیدختی با سر برهنه از جای برخاسته و همنوا اشعاری به مناسبت می خواندند و به مجلس خاتمه می دادند و به قول معروف «یا الله» می گفتند. بعد از اتمام روضه خوانی، مراسم احیای شب قدر اجرا می شد که زحمت خواندن ادعیه ی مخصوص آن به عهده ی مرحوم حاج شیخ عباسعلی عفیفی بیدختی بود.

حاج آقای تابنده در مقام قطبیّت نیز همان برنامه را در بیدخت و سپس در تهران ادامه دادند. بعد از رحلت ایشان، حضرت آقای حاج علی تابنده (محبوب علیشاه) سنّت حسنه ی سخنرانی در سحر عاشورا و شب 21 ماه مبارک را در تهران ادامه دادند. حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوب علیشاه) حفظه الله تعالی نیز از سال 1375 به بعد همه ساله – به جز امسال و پارسال (سال های 97 و 98) که متاسفانه فقرا محروم بودند – در حسینیه امیر سلیمانی تهران، واقع در خیابان بهشت (ضلع جنوبی پارک شهر)، کوچه معراج، این سنّت دیرینه را به پای داشته اند.

منتشرشده به‌دست در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد سال 1328 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان "کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا" و جلد دوم آن با عنوان "بیدخت در گذر زمان" منتشر شد ) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: