یادی از گذشته/46

پذیرائی میوه

حاج کاظم خواجه

مرحوم حاج کاظم خواجه بیدختی

در سال های دور گذشته، مرحوم حاج کاظم خواجه، پدر مرحوم حاج حسن آقا خواجه بیدختی، همه ساله در فصل تابستان، حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی صالح علیشاه را به صرف میوه (خربزه، هندوانه، انگور) به منزل خود دعوت می کرد. پذیرائی میوه در بیدخت قدیم – که البته هنوز هم در جمع های دوستانه و خانوادگی تا حدودی به قوّت خود باقی است – بدین ترتیب بود که خربزه یا هندوانه را به دو یا سه «پلّه» تقسیم کرده و «بار» یا بخش خوردنی هر پلّه را نیز روی پوست آن به قطعات کوچکتر موسوم به «اَلِف» تقسیم کرده و روی مجمعه های مسی پیش مهمانان می گذاشتند. مهمانان نیز با دست یا با چاقوهای دوتیغه ی کاخکی – که اکثر قریب به اتفاق مردها معمولاً با خود همراه داشتند – میل می کردند. مرحوم حاج کاظم نیز به همین طریق و با انواع میوه هایی که محصول باغ و مزارع آبی و دیم خودش بود، از حضرت آقای صالح علیشاه و همراهان ایشان پذیرایی می کرد.

خدابیامرز پدرم تعریف می کرد: در زمان حضرت آقای صالح علیشاه، یک روز به اتفاق ده – دوازده نفر در سراچه (بیرونی) حضرت آقا در بيدخت، خدمت ایشان نشسته بودیم. مرحوم حاج کاظم هم حضور داشت. حضرت آقا دستور دادند که میوه بیاورند. خدمتکار جلو هر مهمان یک پیشدستی و کارد و چنگال گذاشت و بعد هم یک دیس حاوی تکه های خربزه و هندوانه آورد و پذیرائی کرد. حاضران هرکدام یک یا دو «اَلِف» برداشته و مشغول خوردن شدند. در این بین مرحوم حاج کاظم مزاح نموده خطاب به حضرت آقا عرض کرد: «حضرت آقا، اگر میوه خوردن اینطور است، هر روز به خانه ی ما تشریف بیاورید.» این گفته ی مرحوم حاج کاظم باعث خنده ی حضرت آقا و حاضران شد.

حاج حسن آقا خواجه بیدختی

شادروان حاج حسن آقا خواجه بیدختی

مرحوم حاج کاظم دو همسر اختیار کرد. فرزندان وی از  همسر اول عبارت بودند از: (1) زوجه  کربلائی سالار حسین (مادر آقایان حاج محمد علی اکبری، حاج حسن، حاج محمد علی، و حاج محمد رجبی مقدم، و زوجه ی حاج محمد علی جعفری). (2) محمد علی (پدر آقای محمد خواجه، کارمند سابق شهرداری بیدخت). فرزندان وی از همسر دوم (که اهل بهآباد گناباد بود) عبارت بودند از: حاج حسن آقا خواجه بیدختی، زوجه کربلائی حسن امانیان، زوجه کربلائی محمد علی امانیان، زوجه حاج محمد باقر امانیان، و زوجه کربلائی عبدالحسین زمانی.

زنده یاد حاج کاظم بعد از قریب به یکصد سال عمر، در تاریخ 15 اسفند 1349 دار فانی را وداع گفت و در مزار جعفرآباد بیدخت به خاک سپرده شد. شادروان حاج حسن آقا خواجه (1303/7/1 – 1392/4/22)، فرزند حاج کاظم، نیز تا چند سال بعد از رحلت حاج  کاظم، سنّت مهمانی میوه ی پدر را ادامه داد.

Advertisements

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا منتشر شد) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در یادی از گذشته, عکس ارسال شده و با , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s