سخن مجذوب/17

عمل به «باید» و یا «نباید» در روزه گرفتن

قسمتی ازبیانات حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه سلّمه الله درتاریخ  شنبه 6 مهر 1387 در جلسه ی خواهران ایمانی:

بسم الله الرحمن الرحیم. انشاءالله تا حالا سلامتی داشته اید و روزه گرفتید، چون اگر سلامتی نباشد نباید روزه گرفت. وقتی امری به ما می رسد، باید و نباید دارد؛ ولی وقتی از خدا صادر می شود، یکی است و فرقی نمی کند. هم «باید» از ناحیه ی خدا صادر شده و هم «نباید». ما باید با هردو یکسان برخورد کنیم؛ یعنی آنهایی که حالشان خوب بود و سنّ آنها اقتضاء می کرد – سن هم مهم است – و روزه گرفتند، با آنهایی که این دو شرط یا یکی را نداشتند و بالنتیجه روزه نگرفتند، هردو نزد خدا یکی است. نگویید اگر اینطور است، ما روزه نمی گیریم. شما ببینید جزو آن «باید» هستید یا جزو آن «نباید». ببینید اگر جزو «باید» هستید، یک نوع وظیفه دارید و اگر جزو «نباید» هستید یک وظیفه ی دیگر دارید. اگر مثلاً دو خواهر و برادر، یکی روزه می گیرد و یکی نمی گیرد؛ یکی جزو «باید» است و یکی جزو «نباید»؛ آنکه جزو «نباید» است برای اینکه از یاد نبرد که خود او یک وقتی جزو «باید» ها بوده، این حسرت در دل او ایجاد می شود؛ حسرت می خورد که چرا من روزه نگرفته ام. در واقع این حسرت و غصّه برای روزه و برای نخوردن نیست، برای اینکه اگر نخوردن ثواب دارد، حالا هم می توانید نخورید. اگر این نخوردن برای اطاعت امر باشد، ثواب دارد و برای این است که از یاد نبرد که نخوردن مثل همان خوردن است. خدا این حسرت را در دل او قرار می دهد. این حسرت و این تأسف همان قدر ارزش دارد که آن کسی که خوشحال است که روزه گرفته است. در واقع او خوشحال است که «من سلامت هستم» و او نگران است که «من سلامتی نداشتم». خوشحالی و نگرانی آنها از این است. و الّا غذا بخوری یا نخوری، از نعمت خدا کم نمی شود. خدا نمی فرماید یک ماه چیزی نخورید زیرا خزانه ی من در حال تمام شدن است. در همه ی موارد می گوید تو بکوش.

گرچه وصالش نه به کوشش دهند     در طلبش هرچه توانی بکوش

………………………………………………….

برگرفته از جزوه پانزدهم گفتارهای عرفانی، تابستان 1388، صفحه 36.

منتشرشده به‌دست در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد سال 1328 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان "کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا" و جلد دوم آن با عنوان "بیدخت در گذر زمان" منتشر شد ) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: