چهارشنبه سوری

 سیاهی از بختم بدر، چارشنبه

مردم ایران زمین مانند سایر ملل کهن، دارای آداب و رسوم و سنت های خاص خود می باشند. یکی از آیین های نوروزی که آمیزه ای از چند رسم متفاوت بوده »مراسم چهارشنبه سوری» است که آن را با شب چهارشنبه آخر سال مقارن می دانند.

دراین مراسم #مردم، بیرون از خانه آتشی می افروزند و اهل خانه از زن و مرد و کودک و پیر و جوان از روی آتش می پرند و با گفتن عبارت: »زردی من از تو، سرخی تو از من» بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند ، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.

برخی آتش افروختن در شب چهارشنبه آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را به #قیام_مختار نسبت می دهند: مختار سردار معروف اسلام وقتی از زندان خلاصی یافت ، به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرد ، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد ، فرمان داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال. و از آن پس آتش افروختن مشهور و مرسوم شد.
ابو جعفر نرشحی، مورخ سده سوم در کتاب تاریخ بخارا به این جشن اشاره کرد ، نرشحی نوشته: شاه سامانی در زمانی که سال هنوز پایان نیافته بود، این جشن را با آتش زدن پر رونق ساخت.

پروفسور آزاد نبی اف در مقاله «جشن ها چهارشنبه و عید نوروز» اشاره می کند که می تواند برخی گره های مربوط به منشا تاریخی چهارشنبه سوری را نشان دهد. او با توصیف سنن فرهنگی کهن، به چهار گونه آیین در چهارشنبه اشاره می کند که هر کدام از آنها بیانگر تقدیس و تکریم مردم نسبت به یکی از عناصر چهارگانه زندگی هستند: خاک ، آب ، باد و آتش . از این میان بواسطه برخی تحولات و شرایط تاریخی چهارشنبه آتش یا همان چهارشنبه سوری به این سنت ختم می شود.

آیین #چهارشنبه_سوری در اغلب نقاط ایران برگزار می شد هرچند در هرجایی شیوه مخصوص به خود را داشت. اسناد تاریخی چنین روایت می کنند: در #شیراز افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فال‌گوشی، اسپند دود کردن، نمک دور سر گرداندن ، دود کردن نمک و خواندن ورد مرسوم بوده است. آیینی در صحن بقعه شاه چراغ برگزار می شد و در آنجا توپ کهنه‌ای است، مانند توپ مروارید #تهران که کنارش ذکر می خواندند . (به جهت رفع بلاها و گشوده شدن بخت) و طی روز در حمامی که آب آن از رودخانه سعدیه می‌آمد استحمام می‌کردند.
در شهرهای کردنشین ایران، ابتدا برفراز کوه ها آتش روشن می‌کردند و سپس در مکانی مناسب میان جمعیت آتش بزرگی افروخته به دور آن به رقص محلی و پایکوبی پرداخته و آن را نوعی سپاسگزاری و نیایش می دانستند.
در قزوین و اصفهان افروختن آتش در معابر، به کوزه شکستن، فال‌گوشی، گره‌گشایی و پخت اشکنه مرسوم بود  و معتقد بودند در آستانه نوروز بخت دختران باز می شود .
دراهواز مراسم ذکر خوانی رونق داشته و ازدحام جمعیت بیشتر بوده، حتی کودکان تا پاسی از شب به جشن و پایکوبی مشغول بودند .
در #تبریز آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بود. صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله «آتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه» را می‌گفتند.
در #خرم_آباد آتش را در ارتفاعات روشن کرده و به شیوه غلتاندن آن را به دامنه های پایین دست می فرستادند و همچنین کودکان قاشق زنی میکردند و بر پشت بام خانه ها رفته و می گفتند: »نون و پنیر و شیره/ کیخا حونه (صاحبخانه) نمیره.» شب چهارشنبه سوری در #خراسان، مردم هیمه آتش می‌زدند. نام این هیزم‌ها عبارت است از چرخه، خار و اسپند (اسپند یا اسفنج).

آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند ، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها و آیین های گوناگون به شکل زیبا و در قالبی نمایشی گنجانده شده است.

اما متاسفانه امروز این مراسم با پیرایه های خرافی ، دستخوش تغییر شده و در روزهای پایانی هر سال باعث بروز اتفاقات و خسارات جانی و مالی شده، موجبات نگرانی خانواده ها را فراهم می سازد.

پس از وقوع حادثه پلاسکو و شهادت ۱۶ نفر از آتش نشانانی که برای نجات جان افراد، در زیر آوار دفن شدند، پویش سراسری #نه_به_ترقه در شبکه های مجازی مطرح شد.

کمپین «به احترام آتشنشانان؛ نه به چهارشنبه سوری خطرناک» جریانی دیگراست که مردم را به سرور با سلامتی دعوت می کند.

با آرزوی چهارشنبه ای پر شور بی شرر امیدوارم ایران و ایرانی از گزند هر آتشی به دور ماند و در میان حلقه ای با هفت سین سیادت، سلامتی سعادت، سرسبزی، سادگی و سرور به سان نگینی متبرک بدرخشد. آمین.
منبع: کانال دکتر علی دارابی : @Dr_alidarabi

Advertisements

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا منتشر شد) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در مناسبت ها ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s