یادی از گذشته/96

کلّه گرگی

از روزگاران گذشته، خطر حمله ی گرگ ها  همواره چوپانان و دامداران را تهدید کرده است. این خطرهمچنان به قوّت خود باقی است، منتها در سطحی کمتر. همه ساله، مخصوصأ در فصل زمستان که یافتن غذا برای گرگ ها و به طور کلی همه ی جانوران درنده دشوارتر می شود، خبر هائی در باره ی حمله ی گرگ های گرسنه به احشام، بویژه گوسفندان، در گوشه و کنار کشور به گوش می رسد. اما عجیب اینجاست که  عادت زندگی  گرگ ها فرق کرده و چلّه تابستان را با چلّه زمستان عوضی گرفته اند. چراکه در وسط چلّه تابستان دست به حمله می زنند. شاهد مدّعا اینکه در نخستین روز از مرداد ماه جاری (1395) چند قلاده گرگ به آغل گوسفندان همشهری عزیزمان، حاجی اسماعیل شکاری، در بیدخت، حمله ور شده و هفده رأس گوسفند را کشته و چهار رأس را زخمی کرده اند.

793822

حاجی اسماعیل شکاری بیدختی در سکوتی غمبار به لاشه های گوسفندان از دست رفته اش می نگرد

با شنیدن واقعه تأسف برانگیز حمله ی اخیر گرگ ها، خاطره ای  از دوران کودکی به ذهنم خطور کرد که ذکر آن بی مناسبت به نظر نمی رسد: یک روز که  از مدرسه به خانه بر می گشتم در محوطه ی مقابل مزار سلطانی، نزدیک ورودی آب انبار دو درب، که آن سال ها از مراکز عمده ی فعالیت های تجاری اهالی بیدخت بود، موتور سواری را دیدم که جانور سگ مانند مرده ای به ترک موتورش بسته شده بود. عده ای دور موتور ایستاده و با موتور سوار گفت و گو می کردند. شنیدم که آن جانور، گرگی است که توسط شخص موتور سوار به قتل رسیده است و موتور سوار از روستا به روستائی دیگر می رفت تا بابت خدمتی که در حق دامداران انجام داده و یکی از دشمنان بی رحم گوسفندانشان را از میان برداشته بود، دستخوش بگیرد. به خانه که رسیدم، با هیجان و ابراز خوشحالی از اینکه برای اولین بار در عمرم یک گرگ دیده بودم، ماجرا را تعریف کردم. و پدرم افزود که این رسمی است که از گذشته معمول بوده و  کسی که موفق به کشتن گرگی می شد، لاشه اش را بر پشت اسب یا الاغ، ودر سال های اخیرتر، بر ترک موتور یا وانت، می گذاشت و از روستائی به روستای دیگر می رفت و لاشه ی گرگ را به تماشا می گذاشت. اهالی، مخصوصاً گوسفند داران، هم به پاس خدمتی که وی در حق آنان و گوسفندانشان انجام داده بود، هرکدام در حدّ توان خود پولی به عنوان انعام به او می دادند. به این عمل و پولی که داده می شد اصطلاحأ «کلّه گرگی» می گفتند. و مصطلح شدن کلّه گرگی بدان جهت بود که در بیشتر موارد، فقط کلّه ی گرگ را جا به جا می کردند.

اما اکنون، همانطور که عادت گرگ ها در مورد حمله به گوسفندان تغییر یافته،  کسی هم که احیاناً به منظور جلوگیری از تکرار حادثه ی غم انگیز قتل عام گوسفندان، اقدام به کشتن گرگ یا گرگ هایی بنماید، نه تنها پولی تحت عنوان کلّه گرگی نصیبش نمی شود بلکه باید در برابر مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست نیز پاسخگو باشد.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در یادی از گذشته ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای یادی از گذشته/96

  1. عباس کاخکی :گفت

    سلام و عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت سریر ارتضا امام رضا علیه السلام
    جای تاسف و بسی اندوه دارد.امیدوارم آن رسم های قدیمی که بسیار جالب بوده به فراموشی سپرده نشود و مسئولین با توجه به این امر مهم و خشکسالی های پی در پی که گریبانگیر دامداران و کشاورزان است و با زحمت بسیار دامی را پرورش و محصولی را به ثمر میرسانند،گامی در جهت بهبود مشکلات این عزیزان زحمت کش بردارند.سپاس از شما بخاطر این مطلب جالب و خاطرات قدیمی

    • با سلام و (با اندکی تأخیر) تبریک متقابل میلاد با سعادت حضرت امام رضا علیه السلام٬ امید واریم شاهد تکرار چنین حوادثی نباشیم.
      مثل همیشه ممنون و سپاسگزارتان هستم. خدا نگهدارتان.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s