یک شعر/20

انتظار

اینجا مطاف اهل دل است؛
جایی است که حتی به خاک آن نباید به نظر حقارت نگاه کرد؛
اینجا منزلگه عشق است؛
اینجا شهر لیلی است؛
اینجا بیدخت است.ورودی1

با آب دیده و  با خیالی خوش از خاطرات، غبار دوری را از دل ها و این     سنگ های متبرّک زدودیم.
با عشق به شما
به نگاهتان
به لبخندتان
به لهجه شیرین بیدختی تان
به آن عصرهایی که بیرونی را آماده حضورتان می کردیم،
اکنون همگی مشتاق و منتظریم
تا وقتی گلدسته ی مزار مناجات سحر را زمزمه می کند،  روی زیبای شما دل ها را مصفّا سازد و سرزمین عشق جانی دوباره بگیرد.
آری امروز با یادت
به عشق حضورت
به انتظار نشستیم
و چشممان را فرش قدومت ساختیم.
ای مهربان یارا
بیا که دل ها بسی تنگ است؛
و به دیدارت آرزومند.
بیا تا رمقی و نفسی مانده.
ای دلدار
دیدارت را به انتظار نشسته ایم.

………………..               (نقل از گروه عکس شما)

 

منتشرشده به‌دست در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد سال 1328 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان "کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا" و جلد دوم آن با عنوان "بیدخت در گذر زمان" منتشر شد ) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: