برگی از یک کتاب/100

برگی از کتاب «مقدمه ای بر تاریخ فرش دستباف ایران»

واژه ی قالی

مشهورترین واژه در زبان فارسی امروزین برای زیراندازی که گره بافته باشد و پرز داشته باشد، قالی است. و فرش واژه ای است که در مورد هرنوع گستردنی همچون گلیم، حصیر، قالی و حتی سنگفرش های آجرین خیابان ها نیز به کار می رود.

در فرهنگ های فارسی واژه ی قالی به صورت غالی نیز به کار رفته است. بنابراین نمی توان با صراحت بیان کرد که این واژه حتماً می بایست با «ق» نوشته شود.فرش

برخی از محققان معاصر کوشیده اند ریشه ای برای این کلمه ارائه بدهند و از آن جمله عبارت «قالیقلا»، که نام شهری در قفقاز است، را عنوان کرده اند. لیکن هیچ گونه سیر تحولی از این نام تا رسیدن به واژه ی قالی بیان نداشته اند. از سویی دیگر، عده ای نام این شهر خیالی را کنار گذاشته و واژه ی «قالی قلعه» را به عنوان ریشه ی کلمه ی قالی بیان نموده اند (چه آنکه در بین آذری زبان ها قلعه را «گلا» یا «گالا» تلفظ می کنند).

از طرفی دیگر، روستاهای بسیاری در ایران یافت می شوند که نام «قالیباف» بر آنها نهاده شده است. به هرحال بررسی چندین متن و کتیبه ی پهلوی نشان دهنده ی واژه ای است که تا پیش از این    به صورت «چربین» یا daren  ترجمه می شد و در چندین متن امروزی  به صورت «ابریشمین» یا  saren تصحیح می گردد. در کلیه ی این متون، واژه ی مورد نظر به مفهوم زیرانداز به کار رفته است. در متونی دیگر نیز این واژه «شالین» یا حتی vasnen خوانده می شود. لیکن می توان آن را به صورت «قالین» یا «کالین» kalen نیز ترجمه کرد که این امر بعید نیست چراکه اولاً تبدیل «ک» آغازی در عبارات فارسی به «ق» امری شایع است؛ در ثانی افغانی ها واژه ی فرش را هنوز به صورت «قالین» تلفظ می کنند. کما اینکه باصری ها در شمال خراسان، ایزدخواستی ها در داراب، در کامفیز، مرودشت و کربال استان فارس و در دشمنزیاری کهگیلویه و بویر احمد نیز این واژه به صورت «قالین» تلفظ می گردد.

از سویی دیگر، بسیاری از دانشمندان ریشه ی قالی بافی را از آنِ ایلات ترک نشین می دانند. حتی اگر چنین فرضی را نیز صحیح بدانیم، خواهیم دید که در بین کلیه ی این قبایل واژه ی قالی به همان گونه ی تلفظ فارسی پهلوی است.

ازبک ها اصطلاح قالین و قالی را به کار می برند. ترکمن ها قالین و «هَلی» می گویند. در آذربایجان «خالی» یا «خالچا» می گویند. ترکان اناتولی واج «خ»  ندارند. لذا آن را «هالی» یا «هَلی» تلفظ می کنند. و از همه مهمتر مردمان کشمیر هستند که واژه ی اصیل «کالین» را به کار می برند.

به هر صورت مشخص می گردد که واژه ی «کالین» ریشه ی اصلی کلمه ی قالی یا قالین است. واژه ی کالین از صورت باستانی karayan ، که در وندیداد (فرگرد 2، بندهای 2 و 3) به کار رفته است، می آید و هر دوی این واژه ها از ریشه ی kar ، که ریشه ی واژه ی کاشتن است، گرفته شده است. به عبارت دیگر، بشر و تمدن باستانیان ایرانی، هستنِ گره در میان تار و پود فرش را مترادف با کاشتن بذر و نهال در خاک دانسته است. و از این رو، نام کالین، قالین و قالی را بر آن نهاده است.

…………………………………..

مقدمه ای بر تاریخ فرش دستباف ایران، از ظهور تا پایان قرن نوزدهم، نویسنده: مهندس سید علی مجابی، تهران، مرکز تحقیقات فرش دستباف ایران، 1381، صفحه 8.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s