یک شعر

سماور

ز قلقل تو سماور چنان به عیش و نشاطم

که گوئیا ز بهشت برین رسیده براتم226866_FeKTg4Pn

نظر کنم چو بوری که برده رنگ ز حوری

ز دیدنش متذکر به ذکر در صلواتم

بریز چای مکرر،  بیار قند و شکر

اگر که این دو نباشد، بده تو شاخ نباتم

به وقت مردن اگر خواهی ام تو زنده، رضایی

بده تو دو سه جامی در آن دم سکراتم

       میرزا حسین رضایی، سراینده ی این شعر، از شعرای باذوق اخیر خراسان بوده؛ و به طوری که شنیده شده، دیوانی با استقبال از غزلیات حافظ در باره چایی و سماور سروده است.

………………………………………

کشکول ساعدی، نکات و حکایات حکمت آمیز، علامه آیت الله محمد باقر ساعدی خراسانی، مشهد، نشر سنبله، 1383، صفحه 516.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شعر ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s