مصاحبه با دکتر بیژن بیدآباد (2)

(برگرفته از سایت محترم هفت وادی)

در آن زمان قطب سلسله حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده رضاعلیشاه بودند. ایشان [حضرت آقای رضاعلیشاه] شخصاً در مراسم تعزیت ایشان [جناب آقای راستین] شرکت فرمودند.

دکتر بیدآباد_n

دکتر بیژن بیدآباد

 حضرت رضاعلیشاه در اصل مرشد و پیر حاج آقای راستین بودند و آنقدر بزرگ و با عظمت بودند که برای افراد کوچکی نظیر من استفاده از محضرشان آسان نبود. مدتی دلتنگ بودم. جناب آقای حاج یوسف مردانی در آن ایام در خارج از کشور در مسافرت بودند به ایران بازگشتند. در ابتدا میل نداشتم خدمت ایشان بروم. صبح جمعه برادرم دکتر بهروز بیدآباد پیشنهاد کرد تا به مجلس فقری صبح جمعه کرج برویم. جناب آقای مردانی در مجلس بودند و آنجا همان حالات قبلی عارض شد. صبح جمعه بعد، مجدد با اخوی به مجلس کرج رفتیم و باز همان حالات قدیم دریافت شد. از آن سال یعنی سال ۱۳۷۰از محضر پرفیض ایشان بهره‌مند شدم.

در ۱۷ شهریور سال ۱۳۷۱ حضرت رضاعلیشاه رحلت فرمودند و ماتمی بر همه دوستداران ایشان رخنه کرد. جانشین منصوص آن حضرت، حضرت حاج علی آقا تابنده محبوبعلیشاه زمام امور فقر را عهده‌دار شدند و خود ایشان هم تا پایان عمر شریف خود یعنی ۲۷ دی ۱۳۷۵ که چهار سال بیشتر به طول نکشید همواره بار غم جانگاز پیر و مرشد خود را بر دوش مبارک داشتند. پس از رحلت حضرت محبوبعلیشاه حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه جانشین منصوص آن حضرت بر مسند ارشاد متمکن شدند و همه فقرا منجمله این حقیر از فیوضات آن حضرت مستفیض می‌شویم.


شما در دبیرستان، ریاضی، در دوره‌ی لیسانس، علوم سیاسی خوانده‌اید و از آن پس تا پایان دوره‌ی دكترا، اقتصاد رشته‌ی تخصصی‌تان بوده است، اما گستره‌ی پژوهش‌تان به فلسفه، عرفان و حقوق كشیده، انگار تخصصتان در برنامه‌ریزی و توسعه، راهگشای توجه و تمركزتان به این حوزه‌ها هم بوده، چطور توانسته‌اید در این وادی‌ها هم همان دقتی را داشته باشید كه در آثار اقتصادی‌تان نمایان است؟
 
مطالعه فلسفه، روانشناسی، عرفان، کتب دینی، فیزیک، شیمی، بیولوژی و طب را از اوان جوانی شروع کردم. در این مطالعات دنبال پاسخ به سوالی بودم که در هر انسانی هست. آن سوالات کیستی و چیستی خود و این عالم است. مطالب و متون متنوع را می‌خواندم تا بفهمم این هستی از کجاست؟ و قوانین این حیات چیست؟ و چگونه باید به علت خلقت پی برد؟ مرا که آفریده؟ و هدفش از آفریدن من چه بوده؟ و وظایف طبیعی من درباره این خلقت چیست؟ در وجود همه ما این سوالات هست منتها گاهی شدت می‌گیرد و گاهی مسائل زندگی باعث می‌شوند تا یافتن پاسخ به این سوالات را برای مدتی فرآموش کنیم.
مشوق اصلی من در این مطالعات در ابتدا حاج آقای راستین بودند. بعضا کتابهایی را که مطالعه می‌کردم ملاحظه می‌کردند و می‌فرمودند تا سوالاتم را از ایشان بپرسم. من هم در هر موقع مناسب از ایشان سوال می‌کردم و جواب کافی می‌دادند. مدتی علاقمند به نواختن گیتار کلاسیک شدم. ایشان گیتار مرا دیدند و فرمودند قطعه‌ای نواختم. تحسین کردند ولی گفتند تعلیم موسیقی مانع درس می‌شود. من هم تعلیم گیتار را ترک کردم و همچنان به درس و مطالعه پرداختم.

در سنین نوجوانی دروس مختلف فقهی و ادبیات را نزد حاج آقای رازی که در آن زمان در تهران مأذون نماز بودند تعلیم گرفتم.

جناب آقای مردانی تحصیلات ظاهری خود را در رشته الهیات در دانشگاه مشهد گذرانده‌اند. بیانات ایشان هم مملو از مطالب عرفانی و دینی است. کتبی را که در سخنانشان ذکر یا توصیه می‌کردند مطالعه می‌کردم. در اکثر جلسات سخنرانی ایشان که بالغ بر هزار جلسه است شرکت می‌کردم که خود آن جلسات کلاس‌های درس بسیار پرمحتوایی است.

حضرت آقای دکتر تابنده فارغ التحصیل و استاد مجرب رشته حقوق هستند و تألیفات و مقالات بسیار زیادی در زمینه مسائل اجتماعی دارند. مطالعه متون تحریری ایشان عمق وقوف آن حضرت در مسائل اجتماعی و حقوقی را آشکار می‌سازد. علاوه بر آن فرمایشات متعدد حضرت آقای تابنده در همه مسائل زندگی فردی و اجتماعی بسیار گسترده و پرمغز است. همواره سعی داشته و دارم که نوار فرمایشات ایشان در جلسات مختلف را بشنوم.

سال ۱۳۸۱ یکی از سخنرانی‌های حضرت آقای تابنده در مجلس فقری نظرم را جلب کرد تا در ارتباط با فرمایشات ایشان مقاله‌ای در باب فقه ربا و وام‌های سرمایه‌گذاری و مصرفی بنویسم که بعدا آن را در کنفرانسی در مالزی ارائه کردم. آقای دکتر چوبک از دوستان قدیمی ایشان نسخه‌ای از آن مقاله را خدمت حضرتشان تقدیم کرد. ایشان نیز بزرگواری فرموده و مقاله را مطالعه و تذکراتی در حاشیه آن مرقوم و حضوراً پس از راهنمائی جزوات آموزشی خودشان در زمینه حقوق تطبیقی که قبل از انقلاب در دانشگاه تهران تدریس می‌فرمودند را مرحمت و به زمینه‌های قابل بسط اشاره و راهنمائی کردند. منجمله این موضوعات بانکداری و بیمه در اسلام بود.

نظریات ایشان در این زمینه‌ها بسیار جالب است و سعی کردم آنها را در چارچوب‌های علمی متداول بسط دهم. در بیاناتشان در مجالس مختلف فقری و ملاقات‌ها زمینه‌ها مختلفی از حکمت احکام اسلامی را تشریح می‌فرمودند. با گوش کردن نوارهای اکثر قریب به اتفاق سخنرانی‌های ایشان که غالب بر چند هزار سخنرانی می‌شود  و براساس رهنمودهای حضرتشان در دهه گذشته نزدیک به دویست عنوان کتاب و مقاله به زبانهای فارسی و انگلیسی در زمینه‌های مختلف اقتصاد، بانکداری، حقوق، سیاست، روابط بین‌الملل و … نوشتم و بعضاً نسخه‌ای از آنها را تقدیم حضور حضرتشان می‌کردم که راهنمائی می‌فرمودند. در تمام این متون مسائل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بین‌المللی از منظر عرفان و تصوف اسلامی بررسی و بر این مبنا تدوین شدند. تحریض و ارشاد حضرتشان قوه محرکه این فقیر بوده و هست.

در یکی از جلسات که همراه عده‌ای شرفیاب حضورشان شدم رویه حضرت صالحعلیشاه را در اصلاح و توسعه جامعه تشریح فرمودند و مثال‌هایی عملی از نحوه طرح، اصلاح و اقدامات توسعه‌ای آن حضرت را بازگو فرمودند و آموختند که چگونه باید تلاش کرد تا زمینه اصلاح و ترقی جامعه را فراهم نمود. باز در جلسه دیگری ضمن تشویق اصلاح مکانیزم‌های اجتماعی و اقتصادی فرمودند: در زمانی که ممنوع القلم نبودم مطالبی را برای اصلاح رویه‌های جاریه اجتماعی می‌نوشتم و اگرچه در ابتدا با آن مقابله می‌شد ولی پس از مدتی همان‌ها را بکار می‌گرفتند و اجرا می‌کردند. در این راستا به حقیر تعلیم فرمودند که هرچند پیشنهادات اصلاحی با نام نویسنده در جامعه معرفی نشوند و حتی با آنها مخالفت هم بکنند ولی در عمل بکار گرفته خواهند شد و تکلیف فرمودند که در ارتباط با ترفیع و ترقی جامعه همچنان بنویسم. از دستآوردهای عملی این تلاش می‌توان به فتح باب دو زمینه وسیع و گسترده اقتصاد اخلاق و بانکداری راستین اشاره کرد که در نوع خود در جهان امروز بی‌مانند هستند./ ادامه دارد …

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در مصاحبه ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s