استاد مرتضی عبدالرسولی

قسمتی از مصاحبه «کیهان فرهنگی» با استاد مرتضی عبدالرسولی

کیهان فرهنگی: استاد، ما امروز خدمت رسیده ایم که راجع به آثار شما – مخصوصاً قرآن ثلثی که مشغول تحریر آن هستید – اطلاعاتی کسب کنیم و اگر ممکن باشد، آن را زیارت کنیم.

استاد عبدالرسولی

استاد عبدالرسولی و نمونه ای از کتابت قرآن ایشان

استاد عبدالرسولی: اولاً مصرّانه و عاجزانه تمنا دارم که از خطاب استاد به من خودداری فرمایید چون به هیچ وجه استحقاق آن را نداشته و ندارم. استادان این هنر شادروانان میر عمادالحسنی و درویش عبدالمجید طالقانی در عهد صفویه و محمد رضا کلهر و عمادالکتاب سیفی قزوینی در عهد قاجاریه بوده اند؛ والسلام. حقیر، همان عبدالرسولی، خطاط ساده ای بیش نیستم.

کیهان فرهنگی: آقای عبدالرسولی، خواهشمندیم ابتدا شرح مبسوطی از زندگی خود و تعلیم خوشنویسی و استادانی که در این رشته داشته اید، بیان بفرمایید.

استاد عبدالرسولی: بنده متولد 1284 شمسی هستم. پس از اتمام تحصیلاتم در مدرسه ثروت قدیم و سپس دارالفنون، قبل از ورود به خدمات دولتی، از مکتب و تعالیم شادروان پدرم – که غیر از استادی در ادبیات، استاد کاملی در نسخ و رقاع و نستعلیق و شکسته و تحریر بودند – استفاده کرده ام. بعداً که به خدمت وزارت فرهنگ و فوائد عامه قدیم و سپس اداره صناعت و فلاحت و بعد وزارت پیشه و هنر و بعد بانک صنعتی و معدنی ایران و سپس سازمان برنامه و بعداً شرکت ملی نفت درآمدم، در اثر اشتغالات اداری، کمتر فرصت ادامه ی هنر را داشته ام. اما شادروان پدرم از کودکی مرا به خدمت ملک الخطاطین شریفی، که از مبرزترین شاگردان کلهر و در کتابت بی نظیر بود، اعزام داشت. ولی در مدت بسیار کوتاهی به مناسبت اشتغال به تحصیل، چیز قابلی نیاموختم. تا آنکه چند سال بعد، پدرم مرا به خدمت آقا میرزا حسن خان عاصم، که از شاگردان ممتاز آقا میرزا کاظم خوشنویس بود، سپرد. اما باز هم به مناسبت ادامه ی تحصیل، فقط مدت کوتاهی از خدمت ایشان استفاده کردم. تا آنکه چندین سال بعد که در اداره کل صناعت و فلاحت اشتغال داشتم، پس از زیارت گلستان سعدی و رباعیات خیام به خط بسیار ممتاز شادروانImage0001 استادم علی منظوری خدمت آن مرد عالیقدر رسیده و مدت مدیدی از تعالیم آن استاد در نستعلیق بهره ها بردم. تا آنکه درست در سال 1323، تحریر کتیبه ی سلسله اولیای مزار سلطان علیشاه گنابادی (قدّس سره) در بیدخت گناباد ضرورت پیدا کرد. این بود که ناچار به خدمت یگانه استاد خط ثلث، جناب امیر الکتاب ملک الکلامی که آن اوقات فردی منحصر به فرد و یکتا بود، راه یافته و مدت های متمادی از محضرشان خط ثلث آموختم. و پس از فوت آن تنها استاد خط ثلث، مستقیماً به تحریر کتیبه ی ثلث بیدخت گناباد در چهل متر پرداختم که امروزه در آن مزار شریف نصب و موجود می باشد.

بنا براین به طوری که عرض شد، غیر از مرحوم پدرم، استادان بنده شادروان ملک الخطاطین شریفی، میرزا حسن خان عاصم، علی منظوری حقیقی و امیرالکتاب ملک الکلامی بوده اند. ولی چون شادروان پدرم کلکسیون بسیار ارزنده و ممتازی از خطوط اساتید درجه اول قدیم، مخصوصاً تقویم بسیار ذی قیمت و شاخص کلهر، موجود داشت، این بود که همواره ار مطالعه و بازدیدهای ژرف نگرانه ی آنها مشق نظری و ذهنی را ادامه داده و استفاده ها بردم. ولی به طوری که دوستان و آشنایانم می دانند، توجه و علاقه ی زایدالوصف حقیر به کارهای هنری ضمن اشتغالات اداری بعد از راهیابی به عوالم عرفان و درویشی و توسل و تمسک به ولایت علی بن ابیطالب (ع) و تشرّف به فقر از سال 1323 به بعد بوده است. چنانکه کتیبه های ثلث و نستعلیق حقیر در مزار بیدخت گناباد مویّد و گویای آثار این ناچیز است. با آنکه در کارهای اداری موظف به صرف اوقات بسیار حساس و فشرده بوده ام، به علت آنکه هیچ گاه کوچکترین گرفتاری یا اعتیادی به هیچ چیز نداشته و ندارم، پس از پنجاه سال راهیابی و تشرّف به فقر، همواره سحرخیز بوده و هستم؛ در کارهای هنری نیز به عنایت و توفیق الهی آثاری عرضه کرده ام که گاه آشنایان و دوستانم را به تعجب واداشته است که چگونه این همه کار به دست این ناچیز انجام گرفته است. با تمثیل به شعر خواجه باید عرض کنم:

صبح خیزی وسلامت طلبی چون حافظ     هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

…..

*استاد عبدالرسولی در دی ماه 1373 دار فانی را وداع گفت و در صحن بالای مزار سلطانی بیدخت آرام گرفت. این شعر بر سنگ مزار ایشان نگاشته شده است:

رویم سیاه و غرق گناه و امید عفو       چون ذره ای به پرتو خورشید رفته ام

علاقمندان مطالعه متن کامل این مصاحبه می توانند به ماهنامه کیهان فرهنگی، سال پنجم، شماره 8، آبان 1367، صفحات 4 تا 7 مراجعه فرمایند.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شرح حال ارسال شده و با , , , , , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای استاد مرتضی عبدالرسولی

  1. عباس کاخکی :گفت

    سلام و عرض تبریک به مناسبت عید ولادت امام رضا علیه السلام
    مطلب زیبا و جذابی بود.با خواندن این خاطرات زیبا، شعری که روی سنگ مزار ایشان حک شده یادم آمد:
    رویم سیاه و غرق گناه و امید و عفو چون ذره ای به پرتو خورشید رفته ام
    التماس دعا.یا حق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s