از نامه های صالح

نامه حضرت آقای صالح علیشاه به آقای شیخ محمد تقی بهلول گنابادی

هو

121

17ربیع الاول 1366

عرض می شود نامه ی به تاریخ 27 قوس 25 از طرف شما به نام فقیر توسط آقای حاج میرزا حسن دامادتان رسید. از اظهار محبت شما خوشنود شدم و هر گونه مطلبی که از فقیر ساخته باشد بنویسید، کوتاهی نمی شود. و قبلاً هم چون آدرس شما را نمی دانستم، نامه نگار نشدم. اظهاری که نموده بودید که در گذشته مخالفت با فقرا نموده اید، مرا در نسبت کاغذ شما مردّد نمود. چون از طرف فقیر توجه و نظری نبوده و نیست و هیچ تغییری در محبت اصلی پیدا نشده و شما هم رفتار مرحوم جدتان که در زهد و احتیاط مسلّم بودند، شنیده و فهمیده؛ و رفتار و محبت مرحوم والدتان، که در علم و ذوق معروف بودند، دیده؛ و شخصاً هم مدتی معاشرت نموده و کتب عرفا، مخصوصاً جد امجد فقیر را خوانده و دانسته اید. بحمدالله غرض مادّی هم در بین نبوده و چنانچه نوشته اید به مادّیات تعلق زیاد نداشته اید؛ موجبی هم برای تدلیس در شما نبوده. پس برای چه باید چنین موضوعی باشد. و البته اگر اشتباهی هم بود، چون غرض نباشد مرتفع می گردد. سوال از وضعیت نموده بودید. وضعیت شخصی بحمدالله والمنّه سلامت و به کار زراعت و تدریس تفسیر مشغول؛ و سایر فامیل احیاء سلامت و نسبتاً در آسایش به کار زراعت و بندگی مشغولیم. فرزندان، سلطانحسین تابنده مشغول تدریس فقه و اصول؛ سایرین هم در گناباد و طهران مشغول تحصیلات مختلفه اند. وضعیت عمومی ایران از وجهه ی اقتصادی و مالی خوب نیست؛ خصوصاً گناباد که سه سال گذشته خشکسال بوده امساله هم هنوز باران خوبی نیامده و به سختی می گذرانند. از حیث دیانت، در چند سال اخیر، توجه ملت ایران به دیانت بیشتر و اختلافات بالنسبه کمتر است. امساله جماعت زیادی به عتبات مشرّف شدند. آرامش و آزادی هم بهتر از ده سال قبل است. راجع به وقف مختصر قراء که همشیره ی شما اظهار نمودند، وقفنامه در دست ندارند. گفتم اگر منصوص باشد، ظاهراً باید با آقای بهلول باشد. و اگر مجهول باشد، ایشان می توانند دخالت نمایند. و اگرچه نظری به مادّیات نداشته اند، ولی حق کسی را نمی توان بدون اجازه به دیگری داد. و شما در جواب این نامه بنویسید که به والده تان یا همشیره برسانند. و در گذشته، چون مسبوق شدم به عسرتند، مختصر کمک می نموده ام. و علت این سوال و توقف تا وصول جواب، همان تردید در خط شما بود. زیاده مطلبی نیست. امیدوارم در مراجعت به ملاقات نائل و تجدید محبت بشود. والسلام علیک و وفّقناالله و ایّاکم لاتّباع الهدی واجتناب الهوی.

…………………………………………………………………………..

نامه های صالح، مشتمل بر بعض مرقومات حضرت قطب العارفین و کهف الواصلین حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی صالح علیشاه (قدّس سرّه العزیز)، چاپ دوم، 1358، صفحه 133.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در بدون موضوع ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s