برگی از یک کتاب/67

برگی از کتاب «جامعه شناسی عرفانی در اندیشه های عرفای مسلمان»

فصل یازدهم: زمینه های جامعه شناختی و مردم شناختی در نظریه ی مولانا حاج سلطانحسین تابنده.

مطالعات مردم شناختی: سفر و سیر در آفاق و انفس؛ روش مطاله

روش مطالعه در چشم انداز عرفانی مبتنی بر سیر در آفاق طبیعی و انفس مردم، که هر دو نوع آن مخلوق و آیات الهی هستند، می باشد. سیر، همان گونه که جناب مستعلی شاه می فرمودند، هم می تواند مشاهده در حال زندگان از طریق مطالعه و مشاهده ی مستقیم باشد و هم از طریق مطالعه و مشاهده ی غیر مستقیم، یعنی از طریق مطالعه ی تاریخ گذشتگان ممکن شود، که عموماً حاصل این نوع از مطالعات به صورت سفرنامه ماندگار شده است.

معانی سفر

سفر در اصطلاح عرفا معانی گونه گونی دارد: سفراز خود و در خود به خود و خدا؛ سفری از دنیای ظلمانی بدن و ماده به فضای روحانی نور، که خجرت نیز نامیده می شود و به «موت اختیاری» می رسد: «واقتلوا انفسکم ذالک خیر لکم عند بارئکم»، یا «موتوا قبل ان تموتوا».

دیگر معنای سفر، سیر در آثار طبیعی و آیات الهی است. مثل سیر در آفاق و طبیعت و مشاهده ی آثار طبیعی اعم از طبیعت جمادی، گیاهی، حیوانی یا انسانی. این سفر مستلزم حرکتی خارجی از جایی به دیگر مکان های طبیعی است و نتایج آن هم عبرت است و دانش اندوزی: «سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأالخلق»؛ آفرینش هر چیزی را در این سفر مطالعه کردن، مشاهده ی خلق کوه یا شتر، انسان یا ستارگان و …

سومین معنای سفر اشاره به سیر در آثار روانی و روحانی انسان و نیز آثار مخلوق انسان یعنی جامعه، نهادها، سازمان ها، و فرهنگ او دارد. این سفر در اصطلاح شناسی عرفا به سیر در انفس معروف است. هرکدام از این اسفار سه گانه لازمه ی تکامل سالک و مقدمات عروج یا خروج یا هجرت و سفر چهارم است تا به دیار شوق و وصل گام نهد: چهارمین سفر به اصطلاح عامیانه ی آن مرگ یا مهاجرت از عالم جسمانی به دنیائی دیگر است. پس بر سالک وظیفه ای مقرر است تا سفر کند؛ باشد تا بهره های بی شمار برند. …

سفر یا سیر در آفاق و انفس وسیله ای است تا هجرت از نفس ممکن شده و مقدمات عروج نهایی کامل شود. به همین دلیل ، سفر در منازل عرفا وظیفه ای ظریف و حساب شده است تا جایی که در برخی آیات قرآنی این وظیفه را به چهار ماه در سال تعبیر می توان کرد: «فسیحوا فی الارض اربعة شهر» یعنی چهار ماه بر روی زمین گردش کنید تا بفهمید که شما همگی در برابر خدا عاجز هستید «واعلموا انکم غیر معجزی الله» و اینکه بفهمید که خداوند کافران را رسوا می کند: «و ان الله مخزی الکافرین». پس حرکت به سوی خدا و بندگی که از شناخت فقر ذاتی انسانی، و قادر و غنی بودن خدا آغاز می شود، در نتیجه ی همین سلوک در سفر حاصل می شود.

سفرنامه نگاری علمی

سفرنامه های حضرت رضا علیشاه همه با نیت خاص سفرنامه نویسی که هدف معرفی مختصات فرهنگ دینی و شاخص های قومی و اجتماعی را دنبال می کنند، نوشته شده اند. اگرچه در طول آن به مأموریت ها یا انجام امور دیگری نیز پرداخته اند: مثل رسیدگی به پیروان در هند یا معالجه والد گرامی در سوئیس یا سفر زیارتی حج و … ایشان سفرنامه نگاری را نه به دلیل پر کردن اوقات فراغت یا به یادگار ماندن خاطرات شخصی، بلکه به توجه به امور فرهنگی (مادی یا نامادی) جوامع لازم می دانند و هوشیارانه توضیح می دهند که این شاخص علمی در آغاز در شرق رونق بیشتری داشته است و غربیان به ویژه تحت تأثیر آثار مردم شناختی کشورهای مسلمین قرار داشته اند. …

نوشتن سفرنامه از نظر حضرت رضا علیشاه و با توجه به بهره ی ربط منطقی نکات فلسفی، کلامی، تاریخی و … در دو مرحله تنظیم می شده است:

1 – تأکید مردم نگارانه: مثلاً «در موقع تشرف در نجف اشرف شروع به نوشتن» نمودن؛ یا تقیّد به ثبت وقایع در زمان و مکان مشاهده.

2 – تأکید مردم شناسانه: « و بعداً نیز مطالب تاریخی را مانند تولد و وفات بزرگانی که به زیارت قبور آنان مشرّف شدم و بعضی مطالب دیگر که محتاج به کتب بود» و مشاهده ی ربط منطقی میان داده ها، تحلیل آنها و استنتاج های عینی را اضافه نمودن.

از مهم ترین نکات قابل توجه در بررسی های جامعه شناختی و مردم شناختی دین توجه به شبهات و نکات تاریک در میان هر کدام از مذاهب و ملل مختلف است که ایشان سعی می کنند با رجوع به سه مأخذ ذیل، آنها را از پس پرده ی ابهام به در آورند:

ا – رجوع به اعمال، مناسک، اعتقادات و گفته های مردم.

2 – رجوع به تاریخ نگاری مربوط به آن قوم یا مذهب.

3 – گفتگو با بزرگان هر قوم، مذهب و مسلک.

بنا بر این، سفرنامه نه تنها حاوی گزارش های دقیق و ظریف مبتنی بر مطالعات میدانی از ابعاد فرهنگ مادی و نامادی جوامع، امم، مذاهب و فرق است، بلکه مجموعه و کشکولی تاریخی از اعتقادات کلامی، فلسفی، عرفانی و اجتماعی جوامع مورد مشاهده می باشد. سفرنامه های تدوین شده ی ایشان به شرح زیر گزارش شده اند:

1 – سفرنامه ی «یادداشت های سفر به ممالک عربی» از 9 دی 1324 تا 28 اسفند 1324.

2 – سفرنامه ی «خاطرات سفر حج» از 5 شهریور 1329 تا 24 بهمن 1329.

3 – سفرنامه ی «از گناباد به ژنو» از اسفند 1332 تا شهریور 1333.

4 – سفرنامه ی «گردش افغانستان و پاکستان» از 22 شهریور 1336 تا 17 بهمن 1336.

5 – سفرنامه ی «سفر به هند» شامل دو سفرنامه ی منتشر شده و سه سفرنامه ی منتشر نشده. …

……………………………………..

جامعه شناسی عرفانی در اندیشه ی عرفای اسلامی، دکتر حسین ابوالحسن تنهایی، تهران، بهمن برنا، 1384، صفحات 215 تا 260.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s