سخن مجذوب

عمل به «باید» و یا «نباید» در روزه گرفتن

قسمتی ازبیانات حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه سلّمه الله درتاریخ  شنبه 6 مهر 1387 در جلسه ی خواهران ایمانی:

بسم الله الرحمن الرحیم. انشاءالله تا حالا سلامتی داشته اید و روزه گرفتید، چون اگر سلامتی نباشد نباید روزه گرفت. وقتی امری به ما می رسد، باید و نباید دارد؛ ولی وقتی از خدا صادر می شود، یکی است و فرقی نمی کند. هم «باید» از ناحیه ی خدا صادر شده و هم «نباید». ما باید با هردو یکسان برخورد کنیم؛ یعنی آنهایی که حالشان خوب بود و سنّ آنها اقتضاء می کرد – سن هم مهم است – و روزه گرفتند، با آنهایی که این دو شرط یا یکی را نداشتند و بالنتیجه روزه نگرفتند، هردو نزد خدا یکی است. نگویید اگر اینطور است، ما روزه نمی گیریم. شما ببینید جزو آن «باید» هستید یا جزو آن «نباید». ببینید اگر جزو «باید» هستید، یک نوع وظیفه دارید و اگر جزو «نباید» هستید یک وظیفه ی دیگر دارید. اگر مثلاً دو خواهر و برادر، یکی روزه می گیرد و یکی نمی گیرد؛ یکی جزو «باید» است و یکی جزو «نباید»؛ آنکه جزو «نباید» است برای اینکه از یاد نبرد که خود او یک وقتی جزو «باید» ها بوده، این حسرت در دل او ایجاد می شود؛ حسرت می خورد که چرا من روزه نگرفته ام. در واقع این حسرت و غصّه برای روزه و برای نخوردن نیست، برای اینکه اگر نخوردن ثواب دارد، حالا هم می توانید نخورید. اگر این نخوردن برای اطاعت امر باشد، ثواب دارد و برای این است که از یاد نبرد که نخوردن مثل همان خوردن است. خدا این حسرت را در دل او قرار می دهد. این حسرت و این تأسف همان قدر ارزش دارد که آن کسی که خوشحال است که روزه گرفته است. در واقع او خوشحال است که «من سلامت هستم» و او نگران است که «من سلامتی نداشتم». خوشحالی و نگرانی آنها از این است. و الّا غذا بخوری یا نخوری، از نعمت خدا کم نمی شود. خدا نمی فرماید یک ماه چیزی نخورید زیرا خزانه ی من در حال تمام شدن است. در همه ی موارد می گوید تو بکوش.

گرچه وصالش نه به کوشش دهند     در طلبش هرچه توانی بکوش

………………………………………………….

برگرفته از جزوه پانزدهم گفتارهای عرفانی، تابستان 1388، صفحه 36.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در سخنرانی ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s