یادی از گذشته/155

روزنامه خراسان 65 سال پیش*

خاطرات مسافرت به طبس

  جاده زاهدان از نزدیکی گناباد جدا می شود و یک رشته جاده از بیدخت می گذرد و جادۀ دیگر زاهدان از وسط جویمند که مرکز ادارات دولتی می باشد عبور می کند. و نیز جادۀ بجستان و فردوس و طبس هم از جویمند جدا می شود. جویمند با آنکه جای کوچکی است، زیبا و فرح آور است و چنانچه توجه بیشتری به آن بشود ممکن است موقعیت خوب و آبرومندی پیدا کند.

یکی از شکایات و نارضایتی های مردم و بخصوص رانندگان این بود که قبلاً شعبۀ فروش نفت و بنزین در جویمند بوده؛ بعد آن را به بیدخت انتقال داده اند و حالا هر اتوبوس و کامیونی که می خواهد به فردوس و طبس برود، باید 18 کیلومتر راه را برای گرفتن بنزین طی کند و برود بیدخت بنزین بگیرد بعد برگردد و از جویمند به طبس برود. و این امر باعث زحمت و ناراحتی مسافرین و ضرر و خسارت رانندگان شده است. در صورتی که اگر شعبۀ بنزین در جویمند باشد، اتومبیل هائی که می خواهند به زاهدان و بیدخت بروند ممکن است در آنجا بنزین بگیرند و برای آنها هیچ تفاوت نمی کند. و اتومبیل های خط طبس و بجستان و فردوس در رفاه قرار خواهند گرفت. ما از شرکت نفت انتظار داریم با تغییر دادن محل شعبۀ فروش بنزین و نفت یا تأسیس شعبۀ جدیدی در جویمند، رفع شکایت اهالی را نموده و از زحمت و خسارت بیموردی که رانندگان و صاحبان اتومبیل ها متحمل می شوند جلوگیری کنند.

وضع اسف آور بیمارستان گناباد

در جویمند گناباد بیمارستانی وجود دارد که دارای هفت تختخواب است. ساختمان بیمارستان نسبتاً بسیار خوب و دارای اطاق های متعدد است. پزشک بیمارستان و بهداری آنجا آقای پزشک قاسمی است. وضع بیماران خوب نبود و مردم ناراضی بودند. ساعت 7 بعد از ظهر که برای بازدید بیمارستان رفتیم، دکتر و پزشکیار و پرستار در آنجا وجود نداشت. یکی از بیماران می گفت: «با آنکه دکتر دستور داده به من شیر بدهند، از دیروز تا حال که 24 ساعت است، به من چیزی نداده اند.» پس از آنکه مدتی معطل شدیم تا پرستار آمد، معلوم شد که بیمار راست می گوید. و تنها جوابی که شنیدیم این بود که هنوز شیر گاوها را ندوشیده اند که بتوانیم شیر بیمار را بدهیم. در صورتی که وقت گذشته بود و دوشیدن هیچ گاوی تا آن موقع شب طول نمی کشید. رویهمرفته مردم آنجا بیشتر از هر چیز، احتیاج به طبیب و دارو دارند. بیمار در آنجا زیاد است و باید بهداری از هر حیث تکمیل شود.

……………………………………….

*روزنامه خراسان، چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394، صفحه 10  (اخبار و گزارش های روزنامه خراسان در اردیبهشت 1329، «یادداشت های مسافرت طبس»).

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در یادی از گذشته ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s