برگی از یک کتاب/63

برگی از یک کتاب «خورشید تابنده»

رسالت و ولایت

… همه ی پیامبران دارای سه جنبه به تفاوت مراتب هستند: بشریّت، رسالت و ولایت. انبیا از جنبه ی بشری مانند سایر افراد بشر هستند که باید لوازم زندگی مادّی از قبیل خوردن و آشامیدن را رعایت کنند و آیه ی کریمه ی «اَنا بَشَرٌ مثلکم» (سوره کهف، آیه 110 و سوره فُصّلت، آیه 6) اشاره به این مقام دارد. ایشان در مقام رسالت، شارع یا مبلّغ احکام و قوانینی هستند که به صلاح دنیا و آخرت خلق الله است و عموم مردم را دعوت به قبول و اجرای آن می کنند. این احکام از آن جهت که مربوط به اعضا و جوارح و اصولاً ظاهر و وظایف صوری می باشد، «قالبی» نیز نامیده شده است. سومین جنبه ی هر پیامبری، راجع به به مقام ولایت اوست که مطابق آن مستعدّان طریق کمال و خواصّ مردم را دعوت به سلوک الی الله و تزکیه ی قلب می کنند.قبول این دعوت خاصّه به اکراه و اجبار نیست، چنانکه می فرماید «لا اکراه فی الدّین» (سوره بقره، آیه 256). زیرا همه ی خلق مستعدّ سیر مراتب معنوی نیستند و چون احکام و آدابِ لازمه ی قبول این مقام، باطنی و مربوط به قلب است، آن را «قلبی» نیز خوانده اند.

امر رسالت در حضرت ختمی مرتبت (ص) ختم شد. چون درست است که حقیقت شریعت در جمیع زمان ها و مکان ها واحد است و منزّه از اختلافات و تغایر می باشد، ولی بر حسب ظاهر، بنا به مقتضیات زمان و مکان، در ادیان مختلف تفاوت داشته است. شریعت آن حضرت محیط به جمیع شرایع و ناسخ همه ی آنهاست، یعنی حدود و ضیق همه ی شرایع را که معلول متناسب بودن با مقتضیات زمان و مکان است برطرف نمود. از این روتا قیام قیامت باقی است، به این معنی که احتیاجات و لوازم همه ی زمان های آتی را در بر دارد. بدین جهت فرموده اند: «حَلالُ محمّدٍ حلال الی یوم القیامه و حَرامُهُ حرام الی یوم القیامه (آنچه محمّد حلال فرموده تا روز قیامت حلال است و حرام او نیز تا روز قیامت حرام می باشد).

امر ولایت هم در وجود حضرت مولی الموحّدین (ع) ظهور کامل کرد. بدین سبب در شأن روز غدیر آیه نازل شد که امروز دین به اِکمال و نعمت به اِتمام رسید و خداوند دین اسلام را مرضیّ خود قرار داد.

اسدالله در وجود آمد     در پسِ پرده هرچه بود آمد

اما امر ولایت مطلقه ی کلّیه و جانشینی رسالت در ائمّه ی معصومین علیهم السّلام سریان یافت و لذا فرمودند: «کُلّنا مِن نورٍ واحد» که خاتمشان حضرت حجّت عصر (عج) می باشد که که عالَم قائِم به ایشان است و حضرتش صاحب ولایت کلّیۀ شمسیّۀ الهیّه و خاتم ولایت مطلقه هستند و ما منتظر ظهورشان هستیم.

……………………………..

خورشید تابنده، شرح احوال و آثار حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضا علیشاه، تألیف و تدوین: حضرت آقای حاجعلی تابنده محبوب علیشاه، تهران، حقیقت، 1383، صفحه 14.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s