الماس تراش بیدختی/2

تراش الماس در قلب تهران

(قسمت دوم و پایانی)

حاج رمضانعلی و محمد رضا معصومی بیدختی

حاج رمضانعلی و محمد رضا معصومی بیدختی

حاج رمضان علی معصومی از خاطرات نخستین دوره ی اتحادیه ی تهران می گوید: «یادم هست در نخستین دوره ای که قرار بود اتحادیه ی طلا و جواهر در ایران تشکیل شود، صندوق رأی گیری را در خانه ی یکی از جواهرفروشان تهران در خیابان امیریه قرار دادند که همکاران بروند و رأی بدهند. در آن دوره، حاج عبدالاحمد جواهریان رئیس اتحادیه ی جواهرفروش ها شد.» این الماس تراش زبردست، بسیار مشتاق است که به جوانان آموزش دهد. از او پرسیدم: «به جوانان علاقه مند آموزش می دهید؟» گفت: «اگر کسی باشد، چرا که نه؟ حتی دستگاه هم دارم. اگر کسی بخواهد کار کند، در اختیارش قرار می دهم.» جواهرتراش کهنه کار از فردی تعریف می کند؛ از فردی که دوست داشت همانند او بشود: «یک میرزا عبدالله داشتیم، زمرّدتراش بود. زمرّد در دستان این مرد جان می گرفت. آدم خوبی بود. من هم در رفتار از وی الهام می گرفتم. با خودم می گفتم من هم باید اینطوری باشم. اگر کارگری می آمد و قطعه سنگی برای تراش می آورد، در سرما و گرما می گفت دَمِ در بایست. بعد سنگ را می تراشید و می گفت دستمزد من این مقدار است. اول پول را می گرفت، بعد سنگ را تحویل می داد. همه از دستش ناراحت بودند و می گفتند زیاد می گیرد؛ بد اخلاق است؛ و … اما زمانی که مُرد، همه ناراحت بودند و تا همین امروز هم، همه از او خوب می گویند.» از او می خواهم خاطره ای از 60 سال عمر حرفه ای خود بگوید. «خاطره که زیاد دارم. مطلبی را که تعریف می کنم شاید به حدود 50 سال پیش مربوط باشد. یک روز حاج محمد علی و حاج حسین علی جواهریان یک پارتی (بسته) 200 قیراطی الماس خریده و برای تراش پیش من فرستاده بودند. یک قطعه الماس درشت 10 قیراتی در این بسته بود. آقای محمود افشار که هنوز هم در بازار هستند، در آن زمان شاگرد حاج حسین علی جواهریان بودند. حاج حسین علی هر دقیقه تلفن می زد که الماس چطور شد. کار که تمام شد، تلفن زدم و گفتم حاج آقا، محمود آقا را بفرست که بیاید و الماس را ببرد. من هم شاگردی داشتم که اسمش حسن بود. به او گفتم این الماس را بشور و بیار. محمود هم آمده بود. شست و شوی الماس بیش از حد معمول طول کشید. وقتی که آمد، دیدم خیلی ناراحت است. پرسیدم چه شده؟ گفت آمدم الماس را با چفت بگیرم، تَرَک برداشت. الماس را محمود دیده بود و به من گفته بود که حتی با خط کش و پرگار هم نمی شود آن را به این دقیقی که شما تراش داده اید، تراش داد. «حرف حسن را که شنیدم، انگار یک سطل آب جوش روی سرم ریختند. آنقدر که من ناراحت شدم، صاحب مال ناراحت نمی شد. به محمود گفتم تلفن بزند به حاج آقا. تماس گرفت. حاج آقا از ما خواستند که برویم بازار. ما هم رفتیم. ایشان گفتند باید تاوانش را بدهید. در حال صحبت بودیم که حاج میرزا علی به مغازۀ حاج حسین علی آمد. حاج حسین علی به ایشان گفتند: حاج آقا بیا ببین آقا رمضان چه کرده. خدا بیامرزدش. نشست پشت میز و پرسید: چه شده؟ حاج حسین علی ماجرا را تعریف کرد و در آخر گفت: باید تاوانش را بدهد. حاج میرزا علی نگاهی به الماس کرد و گفت: محمود آقا، برو یک سینی چای بیار. چای که آمد، یک استکان جلوی حاج حسینعلی گذاشت و گفت: این چای مال من و شماست. این مال دنیا برای من و شما نیست. حالا هم الماس را بده که دو تا اشک برای یک جفت گوشواره بتراشد.»

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در بدون موضوع ارسال شده و با , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای الماس تراش بیدختی/2

  1. عباس کاخکی :گفت

    قدر زر،زرگر شناسد قدر گوهر،گوهری
    سلام و عرض خسته نباشید
    آفرین بر همت و تلاش این هنرمند بیدختی.دست مریزاد.هنر و دستان توانای او به الماس ها بها میدهد.
    متاسفم از اینکه قدر هنرمندان را آنگونه که شایسته آنهاست تجلیل نمی کنند.آرزوی سلامتی و موفقیت برای آقای معصومی دارم.
    سپاس از شما.مطلب زیبایی بود. التماس دعا یا حق

    • سلام.
      انشاءالله حاج آقا ی معصومی سلامت و پایدار و تراش الماسشان برقرار باشد.
      از شما برادر عزیز هم به خاطر نظرات دلگرم کننده تان ممنون. التماس دعا.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s