بزرگداشت سعدی

مطالب بیان شده توسط دکتر علی محمد صابری در گروه «کلاسهای عرفانی» تلگرام
دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ – بحث در مورد: « سیری در احوالات سعدی» – بخش اول
به مناسبت یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی

https://i0.wp.com/s4.picofile.com/file/8183804034/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C_01.jpg

هـــــــو
۱۲۱

سلام عزیزان. به مناسبت بزرگداشت افصح المتکّلمین (شیواگوترین سخنوران)، شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی، سخن را به سوی او متمایل می کنیم. سالک مجذوبی که ربوده حق بود و انصافاً علاوه بر معرفت الهی، از عشق هم چیزی کم نداشت. غزلیات عاشقانه او نشان می دهد که در نوک قلّه است و به نظاره گی معشوق ایستاده است. او در سکر و مستی به حضور معشوقش رسیده و مجذوب تجلّیات جمالی حق شده است، بطوریکه این تجلیات موجب انس و شوق در دل او شده و بی محابا با اشعارش داد عشق سر می دهد. او ادب را از پیش عرفا آموخته و تحت تربیت بزرگان عرفان بوده است. مرشد او «شیخ شهاب الدّین عمر سهروردی قیداری زنجانی» صاحب کتاب «عوارف المعارف» است. راز عظمت سعدی در فرهنگ ایرانی و سنت عرفانی بر می گردد، به همان جراحت عشقی که بر قلب سعدی از طرف معشوقش وارد شد و او را واله و شیدای خود کرد. او همچنین جامع علوم ظاهر و باطن بود. احاطه به زبان و ادبیات عربی و ادبیات فارسی، استاد سخن بودن، استاد طنز در ادبیات، در حکمت نظری و عملی مثل اخلاق و عرفان سرآمد همه، هنر و سیاست، و الگو و پایه بودن سعدی در ادبیات ایران، شمّه ای از ویژگیهای سعدی است. بطوریکه خود می فرماید:

همه قبیله من عالمان دین بودند
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

عمر طولانی سعدی(۵۹۰_۶۹۱)، مجالی بود برای علم آموزی و تربیت. البته در بچگی پدر را از دست می دهد:

مرا باشد از درد طفلان خبر
که در طفلی از سر برفتم پدر

سوانح زندگی او مقارن با ایام حکومت اتابکان فارس بوده است. سعدی سی سال به سفر رفت و وقتی برگشت شیراز را امن و آرام یافت و از این امنیت اظهار تعجب کرد. در نظامیه بغداد درس خوانده است و هم عصر مولوی بوده است.

مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود

که ادراری همان ماهیانه و مقرّری بود که می گرفت.
او بعد بازگشت به شیراز، به خانقاه عبدالله ابن خفیف به خدمت شیخ المشایخ، حکیم عمر سهروردی رسید و دست ارادت و بندگی به او می دهد. اقوال عارفانه او که در گلستان و بوستان وغزلیاتش مشهود است، دلیلی بر این پیوند ولایت عاشقانه با پیروان طریقت و عرفان می باشد.

مشک آنست که خود ببوید
نه آنکه عطاربگوید

به قول سعدی؛ گلستانش همچون باغی است که همه گلها در آن است و هر یک بویی دارد.

به چه کار آیدت ز گل طبقی
از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد

توصیه های اخلاقی و پندهای حکمت آموز در گلستان بی نظیراست. مانند:
ـ ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه دراقلیمی نگنجند.
ـ ظرافت بسیار کردن هنر ندیمان است و عیب حکیمان.
ـ آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است.
ـ دروغ مصلحت آمیز، به از راست فتنه انگیز.
یا:
ـ لقمان را گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان.
درباره حسود می گوید:
ـ توانم آنکه نیازارم اندرون کسی، حسود را چه کنم کو ز خود در رنج است. و: حسود هرگز نیاسود.
درباره آداب سخن گویی می فرماید:
ـ تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد
ـ دو چیز طیره عقل است، دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی.
بسیار به پادشاهان تاکید می کند که از ظلم به مردم بپرهیزند. چرا که: سرچشمه شاید گرفتن به بیل، چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.
حقیقت انسانیّه، ظهور حقیقت الهی در آدمی می باشد، به طوری که آدمی مظهر تجلّی اسماء الهی می گردد. حقیقت انسانی همان است که هرچه در عالم هویدا شده، مظاهر اسماء اوست. در تفکّر سعدی حقیقت انسانیّه روح اعظم الهی در انسان کامل است. آنجا که می فرماید:

ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم، نه عقل ماند و نه هوشم

سعدی هم به مانند سایر عرفا ظهور حقیقت را در هر دوری لازم و واجب می داند و معتقد است که در هر زمانه اسمی از اسماء الهی بر جهان تلألو نموده است و حقیقت ظهور کامل آن در انسان است و از علائم دیدن این حقیقت، فاصله گرفتن از کثرت بینی و رفتن به سوی وحدت بینی با عشق می باشد.
آنجا که می فرماید:

هرچه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدی بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم
یا:
ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم

برای سعدی، انسان کامل روشنگاه وجود حق است. روشنگاه به مثابه محلی است که هر آنچه خداوند بخواهد در آن ظهور و پدید می آورد و تحقّق پیدا می کند. یعنی اعیان ثابته و حقایق موجودات ابتدا در آنجا تقرّر می یابند و بعد از طریق آن انسان متکثّرات پدید می آیند. این مقام عظیم انسانی است. آنجا که می فرماید:

می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
به آن امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

تفکّر نزد سعدی:
سعدی تفکّر را راهرووی و راهگشایی به سوی عشق مطلق یا زیبایی مطلق الهی می داند، به گونه ای که قرب حاصل شود و تفکّر اصیل در نتیجه نسبت انسان با وجود مطلق یا عشق به ظهور می رسد و این تفکّر برای سعدی شکوه و جلوه زیبایی حق است،که عارف می تواند به ادراک جلال و جمال حق دست یابد.
این تفکّر از علم الهی که از جنس نور می باشد گرفته شده است. از علم الیقین آغاز و به حق الیقین می رسد. و دانش حقیقی نزد سعدی همان علم مطلق الهی است که بالاتر از استدلال عقلی است و این علم و دانایی یکی از بالاترین جلوات عشق و زیبایی در سعدی می باشد. می فرماید:

هر کسی را نتوان گفت که صاجب نظر است
عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است

صاحب نظری در سعدی بسیار مهم است. جای دیگر می فرماید:

آنکس که خبر شد خبرش باز نیامد
این مدّعیان در طلبش بی خبرانند
یا:
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی از این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم

این معنای علم نزد سعدی است که میبایست از صاحب نظر گرفت و به دل انتقال داد.

حسن در نزد سعدی:
خیر و زیبایی معنای احسان و استحسان می باشد. احسان در مفهوم اخلاقی معنای خیر و نیکی می دهد و استحسان به معنای جمال حسن است. حسن به معنای زیبا و احسان هم ریشه هستند. سعدی در بوستان و غزلیاتش سعادتمند را کسی می داند که در طلب خیر و زیبایی باشد. چون خیر برای او عین زیبایی است. برای تملّک این گوهر، نیروی عشق لازم است. آنجا که سعدی می فرماید:

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
یا:
حسن اندامت نمی گویم به شرح
خود حکایت می کند پیراهنت
ای جمال کعبه، رویی باز کن
تا طوافی می کنم پیرامنت
یا:
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده اند که ما صید لاغریم

با این عشق به مولا، سعدی تمام عالم را زیبا می بیند و دست ساز او می داند. آنجا که می فرماید:

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
یا:
جهان همچون خط و خال و ابروست
که هر چیزی به جای خود نیکوست

مرگ آگاهی که از ویژگیهای انسان سالک و رونده راه حق می باشد، از خصوصیات مهم افکار و اندیشه های سعدی می باشد. مرگ آگاهی مقدّمه یاد خداست و انسان را متوجّه حقیقت خود می کند و به بی اعتباری دنیا پی می برد. مرگ آگاهی نوعی توجّه به انتقال روح به عالم وسیع تر و گسترده تر می باشد. همچنین در اینباره سعدی دنیا را مجموعه علایق، نفسانیات و توهمات و گمانهای ما می دانست که باید این توهمات و خیالات کنار زده شود. آنجا که می فرماید:

دل ای رقیب در این کاروانسرا مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست
جهان همه کام است و دشمن اندر پی
به دوستی که جهان جای کامرانی نیست
چو بت پرست به صورت چنان شدی مشغول
که دیگر خبر از لذت معانی نیست
یا:
خور و خواب و خشم و شهوت
شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیّت

متوجه می شویم که سعدی به قوای اراده، قوّه غضبیه یا سبوعیه(درنده خویی) و قوه شهویه توجه دارد. و معتقد است که این سه قوّه می بایست با فضایل اخلاقی تحت کنترل آدمی درآید و به واسطه علم و شجاعت و عدالت می توان این قوا را با سلوک معنوی کنترل نمود. اما لازمه اش آنست که ابتدا هرچه علاقه به دنیا است کنار زده شود و ظواهر را کنار گذاشت.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

یا در دیباچه گلستان که می فرماید: یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تاسف می خوردم و سنگ سراچه ی دل به الماس آب دیده می سفتم.
و در جای دیگر می فرماید:

ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روزه دریابی
هر دم از عمر می رود نفسی
چون نگه می کنم نمانده بسی

ادامه دارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آدرس صفحه فیس بوک کلاس های عرفانی:

https://www.facebook.com/groups/kelaserfan/

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در مناسبت ها ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s