برگی از یک کتاب/ 34

برگی از کتاب «یادنامه صالح»

دکتر باستانی
زنده یاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

نامه دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

حضور محترم اعضای هیئت تحریریه

عرض می شود . بحمدالله یادواره قطب العارفین حضرت آقای صالح علیشاه را سرانجام داده، مجموعه دلپذیری فراهم آورده اید که بوی عطر دلاویز آن از گلهای بهاری جانبخش تر است. وجدان مغفولۀ مخلص نیز بشارت میداد و مهمیز میزد که تو نیز   ارادتی چو بیاری سعادتی ببری. تأکید شما حکایت [آن] روستائی را به خاطرم آورد که در مجلس ذوق و حال وارد شد. حاضران دسته گل زیبائی در میان نهاده هرکدام در زیبائی و لطف و ظرافت و رنگ و عطر و طراوت و تناسب آن لب گشوده داد معنی میدادند و در پایان کلام، یکی از آن روستائی خواست که او نیز در خورد خود سخنی بگوید. تازه وارد دهاتی که قدرت کلام اهل مجلس را نداشت، دست برد و شاخۀ گل محمّدی را از گلدان برگرفت و روح ریحان آن بوئید و سر به آسمان کرد و تنها به این کلام اکتفا کرد: اللّهم صلی علی محمد و آل محمّد.

مخلص نیز در این محفل ذوق و حال، جز این دعا به زبان نتواند آورد. مقالتی هم نوشت در باب یک خاصّه از مزارات و خانقاهها و لنگرهای اطراف کویر که مفصل است و جداگانه انشاء الله چاپ خواهد شد و فصلی از آن در باب مزار و خانقاه و آثار خیر گناباد و بیدخت است و باقیات صالحات آن پیر صالح بزرگوار که چراغ آن به برکت وجود حضرت آقای سلطانحسین تابنده همچنان تابناک و روشن است.

این چند سطر من باب احترام به روان آن پیر بزرگوار است که سی و چند سال پیش این بندۀ مخلص نیز محضر تشرف و دست دستگیری و فخر فقری ایشان را دریافت و هنوز هم:

نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت     که خود را بر تو می بندم به سالوسی و زرّاقی

به امید آنکه به همت اولیای این راه، تا حشاشه ای در تن خاکی هست، در کوی عارفان حق مقیم باشد و در جادۀ ولای اهل بیت مستقیم. بمنّه و کرمه.         اسفند 1366، باستانی پاریزی

……………………………………………………..

یادنامه صالح، به مناسبت یکصدمین سال میلاد حضرت آقای حاج شیخ محمّد حسن بیچارۀ بیدختی صالح علیشاه (قدّس الله سرّه العزیز)، گردآوری و تدوین: هیأت تحریریۀ کتابخانۀ حسینیه امیرسلیمانی، تهران، چاپ اول 1367، صفحه173.

منتشرشده به‌دست در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد سال 1328 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می شود. عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته از آنجا که سرگرم نگارش و تالیف مجموعه کتاب های «زیر آسمان بیدخت» (که جلد اول آن با عنوان "کربلائی ملا اسدالله، خادم الفقرا" و جلد دوم آن با عنوان "بیدخت در گذر زمان" منتشر شد ) هستم، درج مطالب مربوط به بیدخت قدیم کمتر شده است چراکه ترجیح می دهم آنها را ابتدا در مجموعه ی مورد نظر انتشار دهم. در ادامه ی راه، همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: