روز بزرگداشت عطار

سفرنامه سيمرغ
خراسان – مورخ سه‌شنبه 1394/01/25 شماره انتشار 18946
نويسنده: نعمت ا… پناهي literature@khorasannews.com

نگاهي به نمادپردازي پرندگان در منطق الطير عطار:

«سي مرغ» ز شوق بال و پر بگشودند

در جستن سيمرغ، هوا پيمودند

کردند شمار خويش چون آخر کار

ديدند که «سيمرغ» هم اين ها بودند

(محمدافضل سرخوش)

هر انديشمند و هنرمند نابغه اي در مجموعه آثارش شاهکاري دارد که شهرتش را مديون آن اثر است. جهانيان به آن اثر مي بالند و هم ميهنانش به چنين نابغه اي مي نازند. حتي گذر زمان و بُعد مکان نيز ذره اي از ارزش شاهکارها نمي کاهد همچنان که فريدالدين محمد بن ابراهيم نيشابوري (۵۳۷-۶۲۷ق) از فراسوي زمان با ما سخن مي گويد. در قرن بيست و يکم و دنياي آهن و سنگ، در حالي که صداي گوش خراش شيپور جنگ از هر سو شنيده مي شود و انساني تنها در بهت فرورفته و خسته از در به دري، تشنه آرامش و صلح است، عطار با اين انسان که در جست وجوي عقلانيت و معنويت گم شده است سخن ها دارد. با زبان مرغان، همان منطق الطير که در قرآن به آن اشاره شده است؛ ميراثي که به حضرت سليمان(ع) مي رسد: عُلِّمنا مَنطِقَ الطّير (نمل، ۱۶) ما زبان پرندگان را تعليم يافته ايم.منطق الطير، شاهکار عرفاني عطار شرح سفر پرندگان است. پرندگاني در جست وجوي سيمرغ کوه قاف. در ذات اين سفر نوعي جست وجوگري موج مي زند. همان حس کنجکاوي که انسان را از مجهولات به معلومات مي رساند و اين يعني رسيدن به دانش و آگاهي. اما مقصد اصلي عطار در منطق الطير کجاست و هدفش چيست؟ آري اين اثر دعوت به يک «سفر» است. سفري روحاني در عالم قدس. تلاش براي رسيدن به يگانگي با مبداء هستي. با جانِ جان؛ سيمرغ. اما اين سفر دور و دراز بسيار موانع و مصائبي سهمگين در پيش دارد. سختي هاي راه و ظلمات و خطر گمراهي، از اين رو مسافران بايد پير و راهبري داشته باشند.پس هدهد رهبر راه بلد آنان مي شود. روشنگري هاي اين راهبر معنوي در برابر بهانه جويي ها و کژفهمي هاي مسافران باعث مي شود اندکي از ابهامات رفع شود. مسافران به راه مي افتند. هر يک با خُلق و خويي. اما پيمودن اين راه دشوار و به مقصد رسيدن، کار هر سُست جاني نيست. ريزه کاري ها و ظرافت هاي بياني عطار را بايد با گوشِ جان شنيد. سخن اصلي او تأکيد بر انجام اين سفر روحاني است از خاکدانِ غريب.

ساختارکلي منطق الطير

منطق الطير شامل ۴۵ گفتار با ۴۷۲۴ بيت است. سخنان نغز، نکته هاي عميق و انسان ساز و حکايت هاي ظريف و جذاب در تار و پود آن موج مي زند. خط سير داستان و عصاره کلام عطار در منطق الطير را مي توان در اين موارد خلاصه کرد:

۱ – معرفي پرندگان يازده گانه از ميان سي مرغ که شخصيت هاي اصلي داستان هستند: هدهد، بلبل، طوطي، طاووس، بط، کبک، هماي، باز، بوتيمار، کوف (بوف، جغد)، صعوه.۲ – گردهمايي پرندگان و اقرار به داشتن فرمانروايي بزرگ.

مجمعي کردند مرغان جهان / آن چه بودند آشکارا و نهان

جمله گفتند اين زمان در روزگار / نيست خالي هيچ شهر از شهريار/ يکدگر را شايد ار ياري کنيم / پادشاهي را طلبکاري کنيم۳ – سخنان رهبر مرغان (هدهد) درباره سيمرغ و لزوم سفر به سوي او: هست ما را پادشاهي بي خلاف / در پس کوهي که هست آن کوه قاف۴ – بهانه جويي ها و اشکال تراشي هاي پرندگان براي همراهي نکردن هدهد و ترک سفر و پاسخ هدهد به هر يک از پرندگان۵ – مجاب شدن پرندگان و آغاز سفر روحاني به سوي سيمرغ و طي کردن هفت وادي و مواجهه با سختي ها و بلاهاي راه.۶ – رسيدن سي پرنده به کوه قاف و کشف سيمرغ.

نمادپردازي

عطار منظومه عرفاني خود را چنان پي ريزي کرده است تا به دقت مراتب وجودي انسان را به نمايش بگذارد. او با پرهيز از گزافه گويي و دشوارنويسي، نمايش نامه اي دلکش به صورت نمادين خلق کرده است.

در اين نمادپردازي هر يک از پرندگان نماينده گروهي از انسان ها هستند. همه انسان هايي که در روح و روان خود به چنين سفري نياز دارند و البته سفري که با وسواس و خلجان دروني، هستي انسان را پالايش مي دهد.

۱ – سيمرغ و هدهد:هدهد نخستين پرنده اي است که در داستان ظاهر مي شود و از اهميت داشتن رهبر مي گويد و لزوم اطاعت از او براي رسيدن به سيمرغ. سيمرغ مقصد و هدف اصلي سفر است.

اين پرنده افسانه اي در ادبيات فارسي جايگاه ويژه اي دارد. در اين منظومه سيمرغ را رمز حق تعالي دانسته اند و جايگاه او پشت کوه قاف است. کوه قاف رمزي است از ماوراي عالم طبيعت. براي رسيدن به سيمرغ بايد از وراي عالم طبيعت گذشت و از محدوديت هاي جهان ماده فراتر رفت. به اين ترتيب است که مي توان به خويشتن واقعي رسيد:

چون نگه کردند اين سي مرغ زود / بي شک اين سي مرغ آن سيمرغ بود

خويش را ديدند سيمرغ تمام / بود خود سيمرغ، سي مرغ تمام

۲ – بهانه تراشي هاي پرندگان:عطار تيپ هاي رواني انسان ها را با استفاده از پرندگان شخصيت پردازي مي کند. درست مثل يک روان شناس، تمام تنبلي ها و کسالت هاي روحي و رواني و طمع ورزي هاي مادي را شناسايي و بازگو مي کند.

بي گمان رذيلت هاي اخلاقي سد راه رسيدن به اهداف متعالي هستند و هدف هاي بزرگتر  نيز موانع سهمگين در پيش پاي انسان مي گذارند.

1 – بلبل: پرنده اي است که غرق در عشق گل است و جدايي از معشوق را بهانه مي گيرد و نقش انسان هاي عاشق پيشه و خوش گذران را بازي مي کند.

من چنان در عشق گل مستغرقم / کز وجود خويشتن محو مطلقم

در سرم از عشقِ گل سودا بس است / زان که مطلوبم گل رعنا بس است

طاقت سيمرغ نارد بلبلي / بلبلي را بس بود عشق گلي

هدهد او را به در گذشتن از عشق زودگذر و فاني شونده دعوت مي کند.

۲ – طوطي: پرنده اي است که در آرزوي رسيدن به آب حيات / خضر است و مي گويد تاب و توان ديدن سيمرغ را ندارد. او نماينده کساني است که مطيع بي چون و چراي سخنان ديگرانند و بدون تفکر سخن مي گويند و ظاهرگرا هستند.

من نيارم در بر سيمرغ تاب / بس بود از چشمه خضرم يک آب

سر نهم در راه چون سوداييي / مي روم هر جاي چون هر جاييي

چون نشان يابم ز آب زندگي / سلطنت دستم دهد در بندگي

هدهد، طوطي را به جان فشاني در راه جانان دعوت مي کند.

۳ – طاووس: پرنده اي است که در پي رسيدن به بهشت است و خلد برين و مظهر انسان هايي است که در پي لذات مادي بهشت، طالب آن شده اند و فقط به فکر پاداش هستند.

عزم آن دارم کزين تاريک جاي / رهبري باشد به خلدم رهنماي

من نه آن مردم که در سلطان رسم / بس بود اينم که در دروان رسم

کي بود سيمرغ را پرواي من؟ / بس بود فردوس عالي جايِ من

هدهد به او مي گويد که چنين خواسته اي از هواهاي نفساني برمي خيزد و اسيرش کرده است.

۴ – بط: مرغابي پرنده اي است که مي گويد در آب اگر باشم پاک تر و پاک روترم و شخصيت عابدان و زاهداني را ترسيم مي کند که به ظاهر عوام فريب خود مغرور مي شوند و تظاهر به پاکي مي کنند.

چون مرا با آب افتاده است کار / از ميان آب چون گيرم کنار

من ره وادي کجا دانم پريد / زان که با سيمرغ نتوانم پريد

آن که باشد قله اي آبش تمام / کي تواند يافت از سيمرغ کام؟

هدهد در جوابش مي گويد آب براي ناشسته رويي چون توست.

۵ – کبک: کبک خود را عاشق گوهر و سنگ هاي گران قيمت معرفي مي کند که نمي تواند دل از آن ها بکند. همان کساني که به ثروت اندوزي مشغول اند.

چون ره سيمرغ راه مشکل است / پاي من در سنگ گوهر در گِل است

من به سيمرغ قوي دل کِي رسم / دست بر سر، پاي در گِل کي رسم

همچو آتش برنتابم سر ز سنگ / يا بميرم يا گهر آرم به چنگ

هدهد از بي ارزشي و ناپايدار بودن چنين زيور و زينتي او را آگاه مي کند.

۶ – هماي: مهم ترين ويژگي پرنده هماي، خسرونشان بودن اين پرنده است. سايه او بر سر هر که بيفتد آن شخص به پادشاهي خواهد رسيد و مقام همايون با او يار مي شود. رمز کساني است که شيفته اقتدار و تأثيرگذاري و جاه طلبي هستند.

آن که شه خيزد ز ظلّ پرّ او / چون توان پيچيد سر از فرّ او

جمله را در پر او بايد نشست / تا ز ظلّش ذره اي آيد به دست

کي شود سيمرغ سرکش يار من / بس بود خسرو نشاني کار من

هدهد او را به خاطر داشتن کبر و غرور سرزنش مي کند.

۷ – باز: نشستن بر دست شهريار و يار غار پادشاه بودن از افتخارات پرنده شکاري باز است که نمي تواند آن را با هيچ چيز ديگر عوض کند و نماد انسان هاي بانفوذ و قدرتمند است که به همراهي پادشاه مباهات مي کنند.

من اگر شايسته سلطان شوم / به که در وادي بي پايان شوم

روي آن دارد که من بر روي شاه / عمر بگذارم خوشي اين جايگاه

گاه شه را انتظاري مي کنم / گاه در شوق شکاري مي کنم

هدهد در پاسخ باز، بي اعتبار بودن شاهان دنيا را گوشزد مي کند.

۸ – بوتيمار: اين پرنده شيفته و دوستدار درياست و بر لب دريا مسکن گزيده است و نگران از اين که آب دريا روزي تمام شود، از آن نمي خورد تا اين که از تشنگي و اندوه مي ميرد. رمز زاهداني که به گونه افراطي زندگي را بر خود تنگ مي گيرند.

گر ز دريا کم شود يک قطره آب / ز آتش غيرت دلم گردد کباب

چون مني را عشق دريا بس بود / در سرم اين شيوه سودا بس بود

جز غم دريا نخواهم اين زمان / تاب سيمرغم نباشد الأمان

هدهد به بوتيمار مي گويد که دريا فقط چشمه اي از کوي دوست است و نبايد به آن قناعت کرد و روي دوست را نديد.

۹ – کوف: جغد پرنده اي است که عاشق گنج در خرابه است و هميشه انزوا طلب و عزلت گزين است.

عشقِ گنجم در خرابي ره نمود / سوي گنجم جز خرابي ره نبود

عشق بر سيمرغ جز افسانه نيست / زان که عشقش کار هر مردانه نيست

من نيَم در عشق او مردانه اي / عشق گنجم بايد و ويرانه اي

هدهد عشقِ گنج و زر را از کافري مي داند و رفتار او را به قوم سامري نسبت مي دهد.

۱۰ – صعوه: (گنجشک) پرنده کوچکي است که در چاه زندگي مي کند و حيران و فرتوت به دنبال يوسف است و نماينده کساني است که از شدت ضعف و عجز تحمل سختي هاي راه را ندارند و آن را بهانه قرار مي دهند.

در وصال او چو نتوانم رسيد / بر محالي راه نتوانم پريد

گر نهم رويي به سوي درگهش / يا بميرم يا بسوزم در رهش

چون نيَم من مرد او اين جايگاه / يوسف خود باز مي جويم ز چاه

يوسفي گم کرده ام در چاهسار / بازيابم آخرش در روزگار

هدهد او را به راه پيمودن دعوت مي کند و از زرق و سالوس منع اش مي فرمايد و اين آخرين پرنده اي است که سخن گويد.

هفت وادي عشق

رسيدن به سيمرغ از راهي دراز و پر از سختي ها مي گذرد. چه بسيار پرندگاني که طاقت طي راه را ندارند و باز مي مانند. عطار براي هر وادي شرايط و موانعي برمي شمارد و براي رهروان الزام مي کند اين هفت وادي به هفت شهر عشق معروف شده است:

هفت شهر عشق را عطار گشت/ ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم

۱ – طلب ۲ – عشق ۳ – معرفت ۴ – استغنا ۵ – توحيد  6 – حیرت  ۷ – فقر و فنا

مواجهه پرندگان با هفت وادي و سختي هاي آن زمينه و ظرفيت وجودي رهروان را محک مي زند و آنان را در آزموني سخت قرار مي دهد. در هر مرحله، گروهي از مرغان از راه بازمي مانند و به بهانه هايي پا پس مي کشند تا اين که پس از عبور از هفت مرحله، از گروه انبوهي از پرندگان تنها «سي مرغ» باقي مي مانند و با نگريستن در آينه حق درمي يابند که سيمرغ در وجود خود آن هاست. در نهايت با اين خودشناسي مرغان جذب جذبه خداوند مي شوند و حقيقت را در وجود خويش درمي يابند.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در مناسبت ها ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s