برگی از یک کتاب/58

برگ چهارم از کتاب «نوروز، جشن نوزایی آفرینش»

خاستگاه و پیشینه ی تاریخی نوروز (بعد از اسلام)

ایرانیان مسلمان نوروز را همچون نیاکان غیر مسلمان خود جشن می گرفتند و در برگزاری آئین های نوروزی در آغاز بهار، سخت می کوشیدند. در سرزمین های اسلامی، سه گونه عید در آغاز سال وجود داشت:

(1) آغاز سال ایرانی یا شامی که مصادف با اولئل بهار بود؛ (2) آغاز سال قبطی [در مصر] که  به  آخر اوت [نهم شهریور] می افتاد؛ (3) و آغاز سال هجری قمری که هر سال تفاوت می کرد. بر این عیدها باید آغاز سال ایرانی قدیم را، که آغاز تابستان بود، نیز افزود.

مردم نومسلمان ایران و حکومت های ایرانی محلی در دوره ی عباسیان، و حکومت های توانمند ایرانی پس از عباسیان، بویژه سامانیان (261 تا 389 قمری) در خراسان بزرگ و آل بویه (320 تا 448 قمری) در ایران جنوبی و عراق، در زنده و پویا نگهداشتن نوروز و آئین های نوروزی در میان جامعه ی مسلمان، نقش بسیار مهمی داشتند.

امام شوشتری در شیفتگی ایرانیان در نگهداشت و احیای آداب و رسوم نیاکان در نخستین سده های اسلامی می نویسد: مردم در زنده نگاه داشتن آئین های نوروزی حتی در روزگاران تیره ای که خلیفگان عرب با سنّت های ایرانی سخت دشمنی می کردند، و آنها را نشان کفر و مجوسیگری وانمود می کردند، از سنّت های ملی و قومی خود دست برنمی داشته اند. …

امام محمد غزالی (450 تا 505 قمری)، دانشمند و فقیه دوره ی سلجوقی در شرح «منکرات بازارها» آنچه را که از اسباب نوروز در بازارها می فروختند، از دستاویزهای ایرانیان غیر مسلمان در تبلیغ دینِ گبران می دانست و جایز نمی شمرد و می گفت: « … اما آنچه برای نوروز و سده فروشند چون سپر و شمشیر چوبین و بوق سفالین، این در نفسِ خود حرام نیست ولیکن اظهار شعارِ گبران حرام است و مخالف شرع است و هرچه برای آن کنند، نشاید. …»

بیان غزالی در بازداشتن مسلمانان از خرید اسباب و بازیچه های ایرانی پیش از اسلام در عیدهای نوروز و سده، رواج بسیار زیاد این جشن ها و جاذبه ی آئین نوروزی در میان ایرانیان مسلمان آن زمان را نشان می دهد. نوروز و سده در میان مردم آنچنان اعتبار و ارزشی داشت که غزالی فتوا می دهد که «نوروز و سده باید که مندرس شود و کسی نام آن نبرد.»

از کارهای اساسی و برجسته در دوره ی اسلامی، و زمان سلجوقیان، پایان دادن به گردش ماه ها در سال و قراردادن نوروز به طور ثابت در روز اول بهار نجومی، یعنی نخستین روز از ماه فروردین بود که در آن خورشید به برج برّه (حَمَل) اندر می شود و روز و شب برابر می گردد.

نابسامانی گاه شماری و متغیر بودن ماه های سال در روزگار پادشاهی جلال الدین ملکشاه سلجوقی به سامان رسید. او در سال 467 قمری به هشت تن از اخترشناسان و ریاضی دانان بزرگ زمان خود، از جمله حکیم عمر خیام، مأموریت داد تا گاه شماری ایران را اصلاح کنند. این گروه نوروز را در اول بهار قرار دادند و جایگاه آن را برای همیشه ثابت نگاه داشتند. از آن پس، تقویمی به نام تقویم جلالی یا مَلکی، که از نزدیک ترین گاه شماری های جهان به سال حقیقی خورشیدی است، در ایران رواج یافت و نوروز بر اول بهار و ماه فروردین پایدار شد.

در دوران اسلامی، بویژه در دوره ی صفوی (907 تا 1148 قمری)، جشن و آئین های نوروزی با برخی از آئین ها و آداب اسلامی درآمیخت و رنگ تازه و مفهوم دینی گرفت. برای اعتبار بخشیدن به رفتارهای مسلمانان در آئین های نوروزی و شرعی و رواداشتن آنها مجموعه ای حدیث و روایت در چگونگی پیدایی نوروز و ارزش و اعتبار و تقدس آن نقل و گردآوری کردند. این حدیث ها و روایات، شأن و منزلت نوروز و آئین های مربوط به آن را در نزد شیعیان ایران بیش از پیش بالا برد و به آنها اهمیت بخشید.

بنا بر روایت های علمای شیعه، نوروز یک روز مقدس و الهی به شمار آمده است. محمد باقر مجلسی به نقل از امام جعفر صادق (ع) نوروز را روزی فرخنده، و روزی که در آن آدم آفریده شده، معرفی می کند. او به نقل از امام موسی بن جعفر (ع) می گوید: خداوند در نوروز آفتاب را برتاباند و بادها را فرمان داد تا بوزند و ابرها را گفت که ببارند تا گل و گیاه روی زمین برویند. در این روز، ابراهیم بت ها را شکست و پیامبر اکرم (ص) علی (ع) را بر دوش گرفت و بت های قریش را در هم شکست و فرو ریخت. بنا بر روایتی نیز، در این روز به سال دهم هجرت، حضرت محمد (ص) امیر موٌمنان علی (ع) را در غدیر خم به جانشینی خود و به عنوان خلیفه ی مسلمانان برگزید و به امتش معرفی کرد. …

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s