برگی از یک کتاب/55

برگ دیگری از کتاب «تاریخ و جغرافی گناباد»

آب بَری بین کشاورزان

نمونه ی یک فنجان مخصوص تقسیم آب

نمونه ی یک فنجان مخصوص تقسیم آب

… در گناباد آب بَری بین کشاورزان روی تقسیمی است که در اصطلاح آنجا فنجان  می گویند و خرید و فروش هم  روی آن می باشد. و فنجان [ظرف مسی – به اصطلاح امروز – استانداردی  که ته آن سوراخ کوچکی دارد] را روی ظرف پر از آب   می گذارند و آب به تدریج داخل آن می شود و موقعی که پر می شود و به داخل آب فرو می رود، یک فنجان محسوب می گردد. و هر فنجانی را هم به شش دانگ تقسیم می کنند و خطوط داخلی برای آن تقسیم است. و هر ساعت در دهات مرکزی گناباد تقریباً هفت فنجان و قدری بیشتر؛ و هر شبانه روز یکصد و هفتاد و یک فنجان است. و در دهات پَسکلوت غالباً هر شبانه روز یکصد و شصت فنجان است. هر یک شبانه روز را یک سهم گویند و هر سهم، دو طاقه می شود. مدار زراعتی هر یک از دهات فرق می کند. مثلاً مدار آب علی آباد جویمند دوازده است یعنی کسی که در این مدار تعداد ده فنجان داشته باشد، در هر دوازده روز ده فنجان آب دارد. بنا براین مجموع آب جویمند 171X12 فنجان است که 2/052 فنجان می شود؛ از قصبه بیست و چهار شبانه روز است که مجموع آن 4/104 فنجان می شود؛ و از بیدخت شانزده است که برابر 2/736 فنجان می شود. و برای تقسیم آب بین مالکین، که اغلب آنان خرده مالک می باشند، در هر جا، هرکدام که بیشتر از سایرین آب دارد، خود او یا یک نفر از طرف او، مراقب حساب آب است و آب سایرین را می دهد و آنچه بماند خودش برای قسمت خود می برد. او مراقب آب فنجان است که هر وقت پر شد، آن را خالی کرده مجدداً روی آب می گذارد. شمارش فنجان را هم با سنگریزه نگاه می دارد. و شخصی را که مراقب حساب است، موٌلّف گویند که برای این امر، حقّ مختصری از آب هم به او داده می شود. و هر شبانه روزی از سهام به نام کسی که از زمان های سابق مالک کلّ آن سهم بوده، معروف می باشد. …

………………………………….

تاریخ و جغرافی گناباد، نگارش: حاج سلطانحسین تابنده [رضاعلیشاه]، تهران، سازمان چاپ دانشگاه، 1348، صفحه 71.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای برگی از یک کتاب/55

  1. کویرمرد :گفت

    متشکرم دوست عزیز.
    از حوصله و تلاش شما پیرامون تاریخ شهرمان سپاسگذارم.
    نوروز پیشاپیش مبارک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s