برگی از یک کتاب/53

برگ نخست از کتاب «نوروز، جشن نوزایی آفرینش»

خاستگاه و پیشینه ی اسطوره ای نوروز

بیشتر روایات اسطوره ای – افسانه ای، ایرانِ دوره ی پیشدادی را زمان پیدایی نوروز و جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی، را بنیانگذار نوروز و آئین نوروزی به شمار می آورند.

دوران جمشید در «یشت ها» دوران طلایی به شمار آمده است. در آن دوران، خوردنی ها کاهش نمی یافت؛ چارپایان و مردمان نمی مردند؛ گیاهان نمی خشکیدند؛ سرما و گرما و پیری و رشک وجود نداشتند. جمشید بر هفت کشور زمین فرمان می راند و نیک بختی، شهرت،گله و رمه، خشنودی و حرمت را از دیوان گرفته بود. پس، آنگاه که دروغ گفت، فرّه به صورت مرغی از پیش او برفت.

جمشید شخصیتی این جهانی و محبوب ترین چهره در دوران کهن ایرانی بوده است. او همه ی آفریده های مادی را از آنِ خود می شمرد و مدعی بود که آب و گیاه و خورشید و ماه را آفریده است. پیوند نوروز با جمشید، از سویی به کهنسال بودن نوروز، و از سوی دیگر به محبوب بودن چهره ی جمشید و خاطره ی خوشی که از او در ذهن مردم بازمانده، اشاره دارد.

افسانه های فراوانی در باره ی جمشید و چگونگی پیدایش نوروز و آئین نوروزی در تاریخ و ادبیات ایرانی – اسلامی آمده است. فردوسی در داستان پدید آمدن نوروز نقل می کند که وقتی جمشید از کارهای کشوری بیاسود، بر تخت کیانی نشست و همه ی بزرگان لشکری و کشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند و بر او گوهر پاشیدند. جمشید آن روز را، که نخستین روز از فروردین و آغاز سال بودِ، «نوروز» نامید و جشن گرفت.

ابن بلخی افسانه ی به تخت نشستن جمشید در آغاز بهار و نوروز خواندن آن روز را نقل می کند و می گوید که به فرمان جمشید، همه ی بزرگان به استخر گرد آمدند و در ساعتی که «شمس به درجه ی اعتدال ربیعی رسید، وقت سال گردش، در آن سرای به تخت نشست و تاج بر سر نهاد» و «آن روز جشن ساخت و نوروز نام نهاد. و آن سال باز، نوروز آئین شد. و آن روز هرمز از ماه فروردین بود و در آن روز بسیار خیرات فرمود و یک هفته متواتر به نشاط و خرّمی مشغول بودند.»

بیرونی پیدایش نوروز و جشن گرفتن در آن روز را به گفته ی برخی از علمای آن زمان، به سبب تجدید دین و احیای دین قدیم به فرمان جمشید می آورد. لیکن خود به کهن تر بودن نوروز و رسم و آئین نوروزی در پیش از دوره ی جمشید باور دارد و می نویسد: «سبب نام این روز به نوروز، این است که در زمان تهمورث، صابئه آشکار شدند و ملک جمشید دین را نو کرد و این روز را روزی بزرگ نامیدند و نوروز، روز تازه ای شد و عید گردید؛ اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ بود.»

نویسنده ی روضه اولی الالباب (سده هشتم) بنیاد نوروز و بر پایی نخستین جشن نوروز را در تخت جمشید که آن را «چهل منار» می نامد، به جمشید نسبت می دهد و می نویسد: «جمشید در تحویل آفتاب به نقطه ی حَمَل در آن سرای بر تخت نشست و آن روز را نوروز نام نهاد.»

در برهان قاطع، نوروز و رسم جشن گرفتن این روز را به مناسبت بر تخت نشستن جم در طلوع آفتاب در آذربایجان و بازتاب درخشش پرتو خورشید از تاج و تخت جم دانسته است.

روایات اسطوره ای – افسانه ای جملگی این واقعیت را نشان می دهند که (1) جشن نوروز، رسم و آئینی کهن و از دورا پیش از تاریخ در میان مردم ایران شناخته شده بو؛ (2) نوروز با طلوع خورشید در نخستین روز بهاری آغاز و جشن گرفته می شده است؛ و (3) نوروز جشن نوشدگی سال و زمان تجدید حیات طبیعت بوده است.

…………………………………………..

*نوروز، جشن نوزایی آفرینش، علی بلوکباشی، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی،1381، صفحه 13.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s