برگي از يك كتاب/47

برگي از  كتاب  «روزنامه خاطرات عين السلطنه»

[حاج شيخ] عباسعلي قزويني

چهارشنبه 11 محرّم 1327 – عصر تاسوعا به اتفاق شعاع الدين ميرزا و حاجي افخم الدوله به خانهْ ملاّ عباسعلي روضه رفتيم. مشاراليه قزويني است و بسيار خوب موعظه مي كند. وقتي در مسجد جامع وعظ مي كرد به اتهام تصوف از منبر به زيرش آوردند. از آن به بعد ممنوع است مگر در خانهْ خودش. درويش است و از مَرَده ي حاجي ملاّ سلطانعلي گون آبادي. خوب روضه خواند و مستفيض شديم. ملك آرا و محمد حسين ميرزا هم بودند. منزل شعاع الدين ميرزا چاي صرف كرده، نماز خوانده، خانهْ عضدالملك روضه رفتيم. …

………………………………………………

روزنامه خاطرات عين السلطنه (قهرمان ميرزا سالور)، جلد سوم، به كوشش مسعود سالور – ايرج افشار، تهران، انتشارات اساطير، 1377، صفحه 2280.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s