يك شعر

ابياتي از يك سروده ي جناب آقاي سيّد هبه الله جذبي (ثابت علي) رحمت الله عليه، شيخ بزرگوار سلسله نعمت اللهي سلطان عليشاهي گنابادي، به هنگام شرفيابي به بيدخت در سال 1396 قمري

 

به حمدالله ديگرباره بشكفت     گل بختم به ارض قدس بيدخت

چه بيدختي كه ارضش رشك رضوان     چه بيدختي كه بويش مُشك و ريحان

چه بيدختي كه حصن اهل ايمان     امان باشند از اغواي شيطان

چه بيدختي كه رحمتگاه رحمن     ز رحمت جمله اهلش شاد و خندان

همه راضي به تقدير الهي     مطيع امر و تارك از مناهي

سحرگاهان همه مشغول طاعت     به ذكر و فكر حق وندر عبادت

امور زندگي شان از زراعت     دگر اوقاتشان اندر اطاعت

در آنجا مرقد شاه شهيد است     كه آثار كرامت زان پديد است

مزارش ملجاء هر بي پناهي     قبول توبه ي هر روسياهي

مزار و مرقد سلطان عليشاه     مطاف جمله خاصان دل آگاه

خصوصاً آنكه در سمت يسارش     بود صالح عليشه در جوارش

يگانه قطب عالم، نور يزدان     كه از فيضش خلايق جمله شادان

…………………………………………………

رساله جذبيّه، مناجات و نصايح، شرح حال جناب آقاي سيد هبه الله جذبي؛ گردآوري: [جناب آقاي] عليرضا جذبي [ثابت علي]، 1364، صفحه30.

 

 

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شعر ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s