یک ترانه

زبون آسمون (121)رضا صادقی

شاعر: رضا صادقی  آهنگ: رضا صادقی

تنظیم: رضا صادقی/ معین راهبر

از آلبوم: دیگه مشکی نمی پوشم

……………….

چشمای آسمونیتو توی آسمون دیدم

مهربونیتو توی لبخند نازت فهمیدم

لحن شیرین سلام تو یه حس ساده بود

لحظه هام برای عاشق شدنم آماده بود

نفرت از رسیدن به مقصد و ندیدنت

حس از خاطره پاک نکردن خندیدنت

همه و همش خلاصه شد برای یک سفر

توی پرواز که می گفتش منو با خودت ببر

حس نزدیک شدن به دست بی رحم زمین

باورآخر پرواز و نگاه آخرین

مثل دل کندن از یه آسمون، عشق عجیب

چه جوری میشه پیاده شد ازاین حس غریب

صد و بیست و یک بهونه کردن و چه بی خبر

از حکایت یه عشق با دوتا دل تو یك سفر

این عدد رمز یه حس بود به زبون آسمون

کاش می شد تموم نشه این مقصد کوتاهمون

این عدد رمز یه حس بود به زبون آسمون

کاش می شد تموم نشه این مقصد کوتاهمون

 

 

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شعر, عکس ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s