برگی از یک کتاب/35

برگي از  كتاب  مشارق انوار اليقين في حقائق اسرار اميرالمومنين (ع):

شرف واژه ی «هو»

(1) بدان كه همانا اسم يا مشتق است يا عَلَم يا اشاره. و اسم مشتق كلّي است كه از وقوع شريك شدن در او جلوگيري نمي كند؛ و اسم عَلَم، جانشين اشاره است. پس عَلَم شاخه ي اوست؛ و اشاره، اصل است؛ و اصل برتر از فرع است. پس گفتار تو كه «هو» شريف ترين همه ي اسم هاست، به اين معني است.

(2) همانا خداي سبحان، فرد و مجرّد است و وصف او به صفتي زايد ممكن نيست وگرنه فرد بودن منتفي مي شد؛ و خبر دادن از عين ذاتش محال است. پس همه ي اسم هاي مشتق از خبر دادن از ذات مقدّس او قاصرند. و اما واژه ي «هو»؛ پس همانا آن از ذات حقيقت مخصوصش كه از جميع جهاتِ كثرت مبرّاست، خبر مي دهد. پس اسم «هو» براي رسيدن آن به ذات صمديّت، شريف ترين اسم هاست.

(3) همانا صفات مشتق شناخته نمي شوند مگر اينكه بر صفات دلالت كنند. و صفات شناخته نمي شوند مگر به واسطه ي اضافه شده به مخلوقات. و اما واژه ي «هو»؛ پس همانا آن بر خدا دلالت مي كند از آنجا كه او، اوست؛ و اين اسم، به حق مي رساند و از خلق جدا مي شود.

(4) همانا اسم هاي مشتق بر صفات دلالت مي كند و واژه ي «هو» بر موصوف دلالت دارد و موصوف، برتر از صفت است و آن بدين خاطر است كه ذات خداي سبحان به وسيله ي صفات، كامل نشد. بلكه ذات، براي غايت كمال، مستلزم صفات كمال است، واژه ي «هو» به سرچشمه ي عزّت مي رساند.

(5) همانا واژه ي «هو» مركب از دو حرف «ه» و «و» است و «ه» اصلِ «و» است؛ پس آن حرفِ واحدي است كه بر خداي سبحان دلالت مي كند.

(6) همانا «ه» اولين مخرج و «و» آخرين مخرج است* پس او اول و آخر است. و «ه» باطن و درون مخرج و باطن اشياء است و «و» ظاهر مخرج هاست. پس او اول و آخر و ظاهر و باطن است.

(7) همانا اين حرفي كه براي تعريف ذات حق وضع شده، در حقيقت غير معلوم است. و ذات حق از چگونگي و كيفيت، شايسته تر به تنزيه است. پس گفته ي خدا، از او به سوي تو «هو» است و گفته ي تو، از تو به سوي او «هو» است

………………..

* مخرج «ه» از نظر تجويدي، ابتداي حلق و مخرج «و» لب هاست كه آخرين مخرج است

…………………………………………………………………………

 مشارق انواراليقين في حقائق اسرار اميرالمومنين عليه السلام، تأليف: الحافظ رجب البرسي، ترجمه: سيد محمد حسين حسيني، تهران، انتشارات فرهنگ رسا، 1391، صفحه 69.

.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s