برگي از يك كتاب/28

برگي از كتاب روح و ريحان و صحبت جانان

…………………

استاد اخلاق و عرفان

به كوي عشق منه بي دليل راه قدم     كه من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد (حافظ)

كمبود اساتيد اخلاق و عرفان يكي از نواقص حوزه هاي علميه است. چه آنكه تهذيب از روز اول بايد اجرا شود و استاد هم خود متخلّق به اخلاق باشد.

استاد مي فرمود: آيت الله سيد عبدالهادي شيرازي، از مراجع گذشته، فرموده بود: در بدو ورود ما به حوزه علميه نجف، هيجده حوزه تدريس اخلاق و عرفان وجود داشت.

در درس اخلاق آخوند ملا حسينقلي همداني 70 فقيه شركت مي كردند؛ ولي الان كسي نيست.

نبود استاد اخلاق يك علت است؛ علل ديگر هم دارد مانند اختلاف استعدادها و كمبود ظرف وجود تلامذه.

در باره مشكل حوزه نجفِ آن روز مي فرمودند: به خاطر تهمت به اخلاق و عرفانِ شخصي مثل سيد عبدالاعلي سبزواري كه آقاي قاضي را درك كرده بود، در اوايل كارش در مدرسه آخوند خراساني به خاطر اتهام تصوف، او را از مدرسه بيرون كردند. آنقدر جوّ بد بود كه اگر در حجره اي كتاب معراج السعاده بود، آن طلبه مورد تنفر و تكفير قرار مي گرفت و شديدتر آنكه بعضي براي حاجت، مرحوم سيد علي آقا قاضي را لعن مي كردند !!

آقا شيخ علي اكبر اراكي در نجف مردِ بزرگي بود؛ شب تا صبح عبادت مي كرد. مي گفتند او صوفي است؛ با اينكه من او را از خيلي ها بالاتر مي دانستم. اصلاً نمي دانند صوفي چيست.

مي فرمودند: شرف اهل علم، فقر است. چه شده بعضي ها هي خارج كشور مي روند؟

خوب درس دادن معيار نيست كه به درد قبر و قيامت بخورد.معيارِ خوبي نزد حق تعالي، تدريس با تهذيب است. بي استاد و در تمام امور نمي شود جلو رفت.

و فرمود: اهل علم دايم در حضور خدا باشند و غفلت نكنند.

حقير بارها از جنابش شنيدم كه استاد، جزء لوازم اوليه تهذيب و جهاد اكبر است و بدون آن بسيار مشكل است؛ چه آنكه آفات و عوارض و شهوات نفس را كسي مي تواند مداوا كند كه خود اين راه را رفته باشد و حاذق باشد.

مشهور است كه مرحوم آقاي قاضي (قدّس سرّه) فرموده بودند: اگر انسان نصف عمر خود را در پيدا كردن انسان كامل و استاد صرف كند، جا دارد.

……………………………………………………………

روح و ريحان و صحبت جانان، شرح احوالات و مكاشفات آيت الحق سيد عبدالكريم كشميري، نويسنده: سيد علي اكبر صداقت، قم، انتشارات آيت اشراق، 1387، صفحه 101.

 

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s