لطایف/25

سگ و مرد روستايي

مردي روستايي سگي را كه مي خواست او را گاز بگيرد، با تبر كشت. صاحب سگ، كُشنده ي سگ را به نزد قاضي برد. قاضي پرسيد: «چرا سگ اين مرد را كشتي؟» مرد جواب داد: «جناب قاضي، سگ به من حمله كرد. من هم براي دفاع از خود، تبر را جلو بردم؛ تبر به سر سگ خورد و سگ در دم جان سپرد.» قاضي پرسيد: «چرا دسته ي تبر را جلو نبردي؟» مرد گفت: «اگر با دمش به من حمله مي كرد، اين كار را مي كردم. ولي چون با سرش حمله كرد، من هم با سر تبر به او حمله كردم.»

…………………………………………………….

داوري هاي عجيب تاريخ، برگزيده اي از داوري هاي گوناگون تاريخ جهان، منوچهر حقگو، تهران، انتشارات سنايي، 1379، صفحه 38.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در لطایف ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s