شعر/جواب شعر کوچه

     بی تو من زنده نمانم

 

هما میر افشار

هما میر افشار

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم 

   صید افتاده به خونم 

   تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟ 

   * 

   بی من از کوچه گذر کردی و رفتی 

   بی من از شهر سفر کردی و رفتی 

   قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم 

   تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم 

   تو ندیدی. 

   نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی 

   چون در خانه ببستم، 

   دگر از پای نشستم 

   گوییا زلزله امد، 

   گوییا خانه فرو ریخت سر من 

   * 

   بی تو من در همه ی شهر غریبم 

   بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی 

   برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی 

   تو همه بود و نبودی  

   تو همه شعر و سرودی 

   چه گریزی ز بر من؟ 

   که ز کویت نگریزم 

   گر بمیرم ز غم دل، 

   به تو هرگز نستیزم 

   من ویک لحظه جدایی؟ 

   نتوانم نتوانم 

   بی تو من زنده نمانم .

                   هما میر افشار

 

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شعر, عکس ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s