شعر/به آستانه ی سلطان محمد آمده ایم

ترکیب بندی به تقریب آستانه بوسی حضرت امامزاده سلطان محمد عابد (ع)

امامزاده کاخک

مزار امامزاده سلطان محمد عابد (ع) کاخک گناباد

از: میرزا محمد حسابی

     ( بند هشتم)

اگر چه این همه از روی اقتدا گفتیم

نبود در خور ما این قدر که ما گفتیم

چو یافتیم طبیبی که حال خود گوییم

حکایتی دو سه از درد بی دوا گفتیم

ستایش سگ آن آستانه  گر کردیم

حسابیا، به حق یار آشنا  گفتیم

گذشت چون همه از روی اعتقاد تمام

نهاده روی بر آن آستان، دعا گفتیم

که ما ز قید علایق مجرّد آمده ایم          به آستانه ی سلطان محمد آمده ایم

پایان

…………………………………………………

*** دیوان حسابی، چاپ دانشگاه تهران، 1354.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شعر ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s