برگي از يك كتاب/23

  برگي از كتاب  گاه شماري و جشن هاي ايران باستان

مراسم چهارشنبه سوري در خراسان

در سراسر خطه ي پهناور خراسان، با كم و بيش اختلاف، مراسم چهارشنبه سوري برگزار مي شود. البته در شهرها و روستاها اندك اختلاف هايي در سنّت ها و عقايد و ترانه ها وجود دارد. در درجه ي نخست به شكلي كه در صفحات گذشته نقل شد، اين عقيده در خراسان وجود دارد كه مختار ثقفي، سردار عرب كه به خونخواهي امام حسين (ع) و يارانش قيام كرد، چون از زندان رهايي يافت، براي باز شناختن موافقان و مخالفان اعلام كرد هركس كه با وي همراه است، شب هنگام بر بام خانه اش آتش بيفروزد. از اتفاق، آن شب مصادف بود با آخرين شب چهار شنبه ي سال. و شيعيان از آن پس در هر سال، در چنين شبي بر بام خانه ي خود آتش مي افروزند.

     مردم خراسان در شب چهارشنبه ي آخر سال، نزديك غروب آفتاب، هر خانواده يا گروهي، هفت يا سه بوته ي خار روشن مي كنند. سپس پير و جوان و كوچك و بزرگ از روي آتش مي پرند و براي دفع شرور و زيان ها اين شعر را مي خوانند:

زردي ما از تو     سرخي تو از ما

در برخي روستاها، هنگام پريدن از روي آتش اين شعر را مي خوانند:

آلا به در، بلا به در       دزد و حيز از دِها به در

(آل ها ، بلاها، دزدها و آدم هاي بدچشم از روستاها بيرون باشند)

و به اين طريق آل ها و دزدها و بدكاران را از روستاها و خانه هاي خود مي رانند.

بارها در شرح همه ي جشن ها، بويژه جشن هاي آتش، اشاره شده كه حضور آتش و نور و شعله هاي آتش در واقع حضور ايزدان و خداوند است و تاريكي نشان و حضور ديوان، اهريمن و بلايا و آسيب هاست. پس عملاً افروختن آتش، مبارزه و پيكار با ديو، بدي، بيماري و شرّ است. …..

كوزه شكني

پس از مراسم آتش افروزي، براي دفع قضا و بلا، مقداري ذغال (كه نشانه ي سياه بختي است) و اندكي نمك (كه نشانه ي شورچشمي است) و يك سكه ي كم بها در كوزه ي سفاليني، كه از پيش براي اين كار تهيه كرده اند، انداخته و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و نفر آخر آن را به بالاي بام مي برد و از آنجا به ميان كوچه پرتاب كرده مي گويد: دِرد و بِلاي خَنَه رِ، ريختُم به توي كوچه (درد و بلاي خانه را ريختم توي كوچه). و به اين طريق سياه بختي، شورچشمي و تنگدستي را از خانه ي خود دور مي سازند.

…………………………………………………………..

پژوهشي در گاه شماري و جشن هاي ايران باستان، پژوهش و نوشته ي: هاشم رضي، تهران، انتشارات بهجت، 1380، صفحه 248.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در مناسبت ها ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s