شعر/به آستانه ی سلطان محمد آمده ایم

ترکیب بندی به تقریب آستانه بوسی حضرت امامزاده سلطان محمد عابد(ع) کاخک، گناباد

کاخک گناباد

مزار حضرت امامزاده سلطان محمد عابد(ع) کاخک گناباد

از: میرزا محمد حسابی

    ( بند چهارم)

چو نو بهار مرا موسم خزان آید

دلم زرنج سفر زار و ناتوان آید

ز آرزوی رخ یار و بخت تیره ی خویش

ز دیده سیل فنا بر رخم روان آید

حدیث همدم و هم مشرب و مصاحب و یار

به گوش هوش من ناتوان گران آید

نوای بلبل نالان و شرح فصل بهار

به سان بانگ درآئی ز کاروان آید

به افتخار حدیثی که پیش از این گفتم

ز روی صدق دگر بار بر زبان آید

کز اقتضای محبت سرآمد آمده ایم         به آستانه ی سلطان محمد آمده ایم

    (بند 5)

در آن زمان که کنم من ز خاک، سر بیرون

ز دیده سیل سرشک آرم از نطر بیرون

اگر به کوه رسد شمّه ای ز گریه ی من

برآرد از دل خارا عقیقِ تر بیرون

و گر به دشت رسد پرتوی ز آه دلم

ز خاک سبزه نیارد سر از خطر بیرون

ولی چه سود، که پامال هجر خواهم بود

چو آن گیاه که آید ز رهگذر بیرون

ز بعد این همه، از شوق خواهم گفت

حدیث دوست که آید از او شکر بیرون

کز آن جهان به جهان مجدد آمده ایم         به آستانه ی سلطان محمد آمده ایم

  ادامه دارد.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شعر ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s