برگي از يك كتاب/21

برگي از كتاب مجالس

مجالس در تاريخ تصوف

مجالس در تاريخ تصوف سابقه اي دراز دارد. بعضي از مشايخ صوفيه به مجلس گفتن معروف بوده اند. مجالسي كه شبلي در بغداد و ابو علي دقّاق و ابو سعيد ابوالخير در نيشابور برگزار مي كردند، شهره است. در واقع بسياري از تعاليم مشايخ صوفيه از طريق همين مجلس گويي ها به مريدان منتقل مي شده است. سخن گفتن مشايخ در مجالس صوفيّه جنبه ي ارتجالي داشته است. مشايخ معمولاً از قبل موضوعي را در نظر نمي گرفتند. مطلبي كه مي گفتند مي بايست في المجلس به ذهن ايشان رسيده باشد و به اصطلاح «وقت» آن را به ايشان املاء كرده باشد.

     پاره اي از مريدان معمولاً سعي مي كردند كه از اين مجالس يادداشت بردارند. بعضي از اين يادداشت ها را نيز در لا به لاي آثاري كه مريدان در باره ي مشايخ خود نوشته اند مي توان ملاحظه كرد. كتاب هايي كه در مناقب و حالات بزرگان صوفيه نوشته مي شد، خود مُلهَم از آثاري بود كه در قرون نخستين اسلامي در باره ي حالات و كردار و رفتار پيامبر (ص) تحت عنوان «سيره النّبي» و نيز احاديث رسيده از ايشان به رشته ي تحرير درآمده بود. هدف از نوشتن چنين كتاب هايي در تصوف، تثبيت حالات و سخنان مشايخ و چگونگي رفتار و كردار آنان بود. در رسيدن به اين مقصود، يكي از فعاليت هاي خانقاهي آن بود كه مريدان فرهيخته و نگارنده از حالات و كرامات و تعليمات و سخنان پير و مرشد خود مطالبي گرد آورند و آن را به صورت كتابي با عنوان «سيره، مقامات، مناقب، حالات، مجالس» مدوّن سازند. …

     … گفتيم كه سخنان مشايخ در مجالس صوفيه جنبه ي ارتجالي داشت. اين سخنان به «لطايف» معروف است. گفتن لطايف در مجالس از قديم در تصوف سابقه داشته است و شايد اين رسم خود ميراثي بوده كه از قصه گويان قرون نخستين به ايشان رسيده بوده است. در خراسان احمد غزالي به گفتن لطايف در مجالس خود شهرت داشته است. البته از آنجا كه اين لطايف مطابق اصول و مباني تفسير نبوده است، گفتن آنها گاهي با انتقاد علما مواجه مي شده است. حتي بعضي از صوفيه نيز در اين مورد موضعي محتاطانه اتخاذ مي كردند.

     اكثر مجالس با خواندن آيه اي از قرآن آغاز مي شده است و شيخ با توجه به همان آيه، لطيفه يا اشاره اي به ذهنش خطور مي كرده و مي گفته است. گاه مجالس با طرح پرسش يا مطلبي از جانب يكز از حاضران يا شخصي غايب سر مي گرفت. گاه مشايخ در معني آيه اي كه كه مقري در مجلس مي خواند، يكي دو بيت شعر به نظرشان مي رسيد و مي خواندند. گاه در مجالس مباحث تصوف و طريق تعليم و تربيت مشايخ، همچنين توضيح اصطلاحاتي كه در ميان صوفيه متداول است و آگاهي از احوال شماري از بزرگان صوفيه گفته مي شد. مجالس جلال الدين مولوي نيز تقريباً به همين ترتيب است. قبل از اينكه مولوي به خطبه بپردازد، مقري قرآن مي خواند و سپس او آغاز به خطبه مي كند. مجالس سبعه ي مولوي با خطبه اي عربي شروع شده و تقريباً همه ي عبارات آن مسجّع است. در مطاوي خطبه بر سبيل استدلال، آياتي در حكمت و قدرت و عظمت الهي آمده است. بعد از خطبه، مناجاتي كه نوعي دعا و استغاثه با جملات مسجّع فارسي است، جاي مي گيرد. سخن اصلي با ذكر حديثي آغاز مي شود. حكايت ها، قصه ها، آيات و احاديث در شرح آن حديث اول بر مستمعان عرضه مي گردد و با حمد و ستايش ذات باري و پيامبر (ص) و آل و صحابه ي او پايان مي پذيرد. …

…………………………………………………………………

     مجالس، تأليف: جلال الدين عبدالحميد عتيقي تبريزي، تصحيح و تحقيق: سعيد كريمي، تهران، مركز پژوهشي ميراث مكتوب، 1392، صفحه پنجاه و يك.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s