یادی از گذشته/41

بِرِف شیرَه

زمستان یکی از سال های اوائل دهه ی 1330 خورشیدی بود. درهای رحمت الهی باز شده و برف سنگینی بیدخت را سفید پوش کرده بود. مونِ سِرا (داخل حیاط) آکنده از برف بود. چه از برفی که از آسمان  باریده بود و چه از برفی که از پشت بام پارو شده و به مون سرا ریخته شده بود. از برف آن سال چند خاطره در ذهنم زنده مانده است ک یکی از آنها خوردن «بِرِف شیرَه » (برف شیره) بود. درست است که از آن سال به بعد شاید بارها برف شیره خورده باشم، ولی مزه ی آن برف شیره ی اولی را هنوز حس می کنم. چیز دیگری که از یادم نرفته «اَدِم بِرفی» (آدم برفی) یی است که در آن سال، پدرم در گوشه ی حیاط ساخت و به خاطر ادامه ی سرما ی هوا، تا مدتی مدید پا برجا ماند. سومین خاطره هم به بستنی هایی مربوط می شود که در آن سال، پدرم در چند نوبت برای ما تهیه کرد. البته مثل بستنی های امروزی نبود و در واقع چیزی بود بین مایع و جامد. ولی برای ما که اصلاً بستنی ندیده و حتی اسمش را هم نشنیده بودیم، بسیار می چسبید. خدا بیامرز پدرم تغارچه ای پر از برف به داخل اتاق می آورد؛ در یک تاس روحی یا مسی هم مقداری شیر و شکر می ریخت؛ داخل برف های تغارچه، حفره ای به اندازه تاسِ مزبور ایجاد می کرد؛ و آنقدر این تاس را میان برف می چرخاند تا اینکه شیر داخل آن سفت می شد. بعد آن را به اسم بستنی می خوردیم. یاد آن روزها بخیر.

(با تشکر از برادر عزیز، آقا شهاب، به خاطر عکس زیبایشان که زینت بخش این مطلب شد)

برف در بیدخت

برف در بیدخت

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در یادی از گذشته ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s