شعر/13 شعر بی معنی

شعر بي معنی

     مشرف اصفهاني متوفي به سال 1041 عهد بسته بود پنج مثنوي به تقليد از نظامي و خسرو دهلوي بسرايد كه اگر شعري با معني سروده باشد به هر شعري يك دندانش بكَنند و بر سرش بكوبند و هرگاه از عهده برآيد به هر بيتي يك مثقال نقره بگيرد. تصادفاً اين دو شعرش با معني بود:

تاريخ وفات گرگ جيم است     آش شب چلّه اش حليم است

آنانكه   به فكر   نان و آشند     پالان خروس    مي تراشند

     مطابق قرارداد دو دندانش را كندند و بر سرش كوبيدند.

و نمونه ای از جمله اشعار بي معنايش:

اگر عاقلي بخيه بر مو مزن     به جز پنبه بر نعل آهو مزن

سوي مطبخ افكن ره كوچه را     مَنِه در بغل آش آلوچه را

كه نعل از تحمل مربا شود     به صبر آسيا كهنه حلوا شود

ز افسار زنبور و شلوار ببر     قفس مي توان ساخت اما به صبر

………………….

     كشكول ساعدي، علامه آيت الله محمد باقر ساعدي خراساني، مشهد، نشر سنبله،1383( صفحه 87).

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در ادبی, شعر ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s