برگی از یک کتاب/11

برگي از  كتاب خاطرات سفر حج

     …  صبح روز يكشنبه سيزدهم ذيقعده 1369 مطابق پنجم شهريور 1329 از بيدخت به قصد تشرف مكه حركت كرديم. همراهان عبارت بودند از جده ام، والده آقاي سلطانپور، و آقايان علي محمد سلطانپور( دائي)، عبدالعلي هاشمي[ پدر آقايان داود و عبدالله هاشمي]، يوسفعلي اميني[ پدر خانم آقاي حاج محمد علي اميني شهردار]، محمد باقر صولتي[ پدر آقايان عبدالولي و علي صولتي] و محمد باقري[ پدر آقايان حسين، حسن، عباس و علي باقري]. خانواده نيز به قصد تهران حركت كردند. عصر وارد تربت حيدريه شديم و چون آقاي سلطانپور كسالت و تب داشتند در آنجا قدري توقف نموده و يك ساعت و نيم بعد از نصف شب از تربت حركت و ساعت نه و نيم صبح وارد مشهد شديم. …

……………………………………………………..

     خاطرات سفر حج، نگارش جناب آقاي حاج سلطانحسين تابنده گنابادي، تهران، 1337 شمسي( صفحه 3).

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s