یک میدان/22

میدان بیست و دوم: لجأ

     از میدان توکل میدان لجأ زاید. قوله تعالی:« و ظنّوا ان لا مَلجأ من الله الّا الیه». لجأ باز پناهیدن است به یک جا، و آن سه رکن است. لجأ زبان ، لجأ دل، و لجأ جان. لجأ زبان اعتذار است؛ لجأ دل افتقار است؛ و لجأ جان اضطرار است. معنی اضطرار استنشاق است. توکل، کار به وی سپردن است؛ و لجأ، خود را به وی سپردن است. توکل از وی بیوسیدن، و لجأ وی را بیوسیدن. متوکل به عطا آرام گیرد؛ و خداوند لجأ به وی آرام گیرد. و در راه لجأ حجاب نیست، و سود آن را حساب نیست. هرکجا لجأ نیست، حقیقت او را مایه نیست. و لجأ پیرایه ی درستکاران است، و حلقه ی درِ حق، به دست جویندگان است.

……………………………

    بیوسیدن: امید داشتن، توقع داشتن، …

………………………………

     صد میدان، خواجه عبد الله انصاری. به اهتمام قاسم انصاری، تهران، طهوری،(چاپ هفتم)1388.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در صد میدان ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s