برگی از یک کتاب/8

برگ دیگری از کتاب پله پله تا ملاقات خدا

     … در مثنوی معنوی قصه نقش فوق العاده دارد. از همان آغاز نی نامه که مولانا سخن را از « شکایت» نی سر می کند، آنچه از زبان این سوختۀ بی زبان نقل می نماید قصه یی پر غصه است – حکایت جدایی هاست: این نکته که مولانا در نی نامۀ مثنوی حکایت و شکایت را از همان آغاز با هم مطرح می کند بدون شک نه یک تصادف است، نه یک شگرد در هنر نمایی شاعرانه. وی از همان اول نشان می دهد که آنچه تمام مثنوی او تطویل و تفسیر آن است غیر از شرح درد اشتیاق روح به عالم خویش متضمن تقریر حکایت حال عارف در قالب حکایت و در ضمن« حدیث دیگران» هم هست و البته نباید حکایت و قصه را در مثنوی یک وسیلۀ سرگرمی شمرد بلکه آن را باید مثل شکایت که تعبیر« اشتیاق» است تعبیر گزارش سلوک تلقی کرد و با تدقیق در آن به جوهر عرفان مثنوی که همین اشتیاق و سلوک روحانی است راه پیدا کرد. …

……………………………………………….

    پله پله تا ملاقات خدا، در بارۀ زندگی، اندیشه، و سلوک مولانا جلال الدین رومی/ دکتر عبدالحسین زرین کوب، تهران، انتشارات علمی،1377( صفحه261).

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در کتاب ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s