مشایخ و مأذونین بیدختی/8

آقای عباسعلی کاظمی بیدختی

آقای عباسعلی کاظمی بیدختی

آقای عباسعلی کاظمی بیدختی

     آقای عباسعلی کاظمی بیدختی، فرزند مرحوم کربلائی محمد کاظم، در تاریخ 3 خرداد 1313 شمسی در خانواده ای کشاورز در بیدخت گناباد به دنیا آمد. پس از دوران کودکی و شرکت در کلاس اکابر که در آن سال ها به دستور حضرت آقای حاج شیخ محمد حسن بیدختی صالح علیشاه و مدیریت آقای حاج محمد علی امینی بیدختی اداره و تدریس می شد، با قلم و کاغذ آشنا شد و طولی نکشید که به دبستان جامی راه یافت و از ابتدا در کلاس دوم پذیرفته شد. در سال 1329 شمسی با گواهینامه ی ششم ابتدائی به دبیرستان ناصر خسرو گناباد رفته مشغول ادامه ی تحصیل شد. سیکل( سه ساله) اول دبیرستان را در سال 1333 شمسی به پایان برد و جهت ادامه ی تحصیل به مشهد رفت. سپس در کنکور دانشسرای مقدماتی مشهد که در آن سال ها آموزگار پرورش می داد و دوره ای دو ساله داشت قبول شد و ضمن ادامه ی تحصیل، از شرکت در مجالس فقری شب های دوشنبه و جمعه غافل نبود. در اوایل سال 1334 شمسی که در کلاس اول دانشسرای مقدماتی مشغول تحصیل بود و شیخ بزرگوار جناب آقای حاج شیخ عماد سبزواری( هدایتعلی) رحمة الله علیه به مشهد آمده بودند، در مجلس فقری خدمت ایشان اظهار طلب کرد. ایشان پس از طرح سوٌالاتی، با درخواست وی موافقت کردند و به این ترتیب آقای کاظمی فردای آن روز بر دست جناب آقای حاج شیخ عماد( هدایتعلی) مشرف به فقر شد.

     یک سال بعد، در تیر ماه 1335، آقای کاظمی از دانشسرا فارغ التحصیل شد و با موافقت مرحوم آقای یحیی خرسند، رئیس وقت اداره فرهنگ( آموزش و پرورش فعلی) گناباد، در دبستان جامی بیدخت که پنج سال پیش دانش آموز آنجا بود،معلم گردید و در کنار استادان سابق خود که همچنان موفقیت خود را مدیون ایشان می داند، به همکاری پرداخت. وی تا سال 1342 شمسی در دبستان جامی خدمت کرد. در همین سال با صبیه ی آقای حاج محمد علی امینی، شهردار وقت بیدخت، ازدواج کرد. مراسم عقد در شب میلاد حضرت علی(ع) مطابق 8 مهر 1342 با حضور بزرگان سلسله برگزار گردید.حضرت آقای صالح علیشاه و جناب حاج آقای سلطانپور صیغه عقد را جاری کردند و معرفین هم شیخ بزرگوار جناب آقای سید هبة الله جذبی( ثابت علی) و آقای شیخ علی ذوقی و شهود هم آقایان حاج محمد باقر بیچاره سلطانی فرزند حضرت سلطان علیشاه شهید و حاج حسینعلی سعادتی فرزند حضرت نورعلیشاه ثانی نوّرالله مراقدهم بودند. حاصل این ازدواج یک فرزند دختر و سه فرزند پسر به اسامی مهدی، هادی و حمید می باشد.

     در سال 1345 شمسی، پس از ارتحال حضرت صالح علیشاه، در زمان حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده گنابادی بر دست خود ایشان تجدید عهد نمود. در همین ایام به مشهد منتقل و ضمن تدریس در دبستان های مشهد، در دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد ثبت نام و در سال 1349 دوره چهار ساله ی آن را به پایان رساند و در دبیرستان صالح علی مشهد که توسط برادر ایمانی آقای اسدالله معماری بیدختی تأسیس شده بود، به عنوان معاون و دبیر مشغول به کار شد. در سال 1362 با تقاضای شخصی بازنشسته شد و همچنان در مشهد سکونت گزید. پس از ارتحال حضرت رضا علیشاه، در زمان حضرت آقای حاج علی تابنده محبوب علیشاه بر دست آقای حاج محمد نورائی بیدخت، مأذون محترم اقامه ی نماز جماعت فقرای بیدخت، تجدید عهد نمود. پس از ارتحال حضرت محبوب علیشاه، در زمان حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه بر دست آقای حاج شیخ محمد ابراهیم کاظمی، مأذون محترم اقامه ی نماز جماعت فقرای بیدخت، تجدید عهد نمود.

     در دی ماه 1389 افتخار جمع آوری وجوهات شرعی برادران و خواهران ایمانی مشهد به وی مرحمت گردید. سپس در شب میلاد حضرت علی علیه السلام، 13 رجب 1433 مطابق با شب دو شنبه 14 خرداد 1391 از طرف حضرت آقای مجذوب علیشاه اجازه ی اقامه ی نماز جماعت فقرای مشهد به صورت شفاهی برای وی شرف صدور یافت. صورت کتبی این فرمان در مجلس فقری شب جمعه 21 خرداد 1391 برای فقرا قرائت گردید.

…………………………………………………….

     برگرفته( با اندکی تغییر) از کتاب از مجذوب علیشاه کبودرآهنگی تا مجذوب علیشاه گنابادی، شرح زندگی اقطاب، مشایخ و مأذونین سلسله نعمت اللهی، گردآورنده: مرتضی رحیمی ششده.

دربارهٔ در کوچه های بیدخت

به عنوان یک بیدختی متولد دهه 1320 خورشیدی سعی دارم خاطرات و دانسته های خود در باره بیدخت چند دهه پیش را بازگو کنم. به عنوان چاشنی، برخی مطالب کوتاه دینی، فرهنگی و ادبی نیز اضافه می کنم. البته عکس های قدیمی نیز جایگاه خاص خود را دارند. همواره نیازمند راهنمائی و همکاری دوستان و همشهریان عزیز هستم؛ انشاءالله دریغ نخواهند ورزید.
این نوشته در شرح حال ارسال شده و با , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای مشایخ و مأذونین بیدختی/8

  1. مانی بیدختی :گفت

    ایشان معلم ریاضی کلاس ششم دبستان بودند و بنده دانش اموز ایشان (دبستان جامی بیدخت ) . بر دستهایشان بوسه میزنم و ارزوی طول عمر برایشان دارم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s